مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • سوره تماشا  
  • 1391-08-03 16:57:30  
  • تعداد بازدید : 19   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • سوره تماشا

    نويسنده:عادل عندليب

    حضور و ظهور قرآن در ذهن و زبان هر شاعر پارسي‏گو ناگزير است. گاه مضمون آيه‏اى به بيان شاعر درمي‏آيد و گاه اشاره‏اى به عبارتى از آيات مي‏رود و گاه گوشه چشمى به حكايتى از قصص مي‏شود و مضامين قرآنى با مضامين پرورده شاعر پيوند مي‏خورد و گاه مضمون قرآنى تماماً برگرفته مي‏شود.

    هرچند شاعران پارسي‏گو مضامين معتددى از قرآن گرفته‏اند و گاه در صورت و ساختار نيز چيزهايى از كتاب الهى وام جسته‏اند، بارى مي‏توان به‏دقت و قوت عمده‏ترين زمينه ظهور قرآن در ادبيات را تلميحات دانست. بسيار تلميح در ادب فارسى مي‏توان يافت كه رنگى دينى دارد يا اشارتگر آيتى از قرآن است. متون عرفانى ما، گنجينه اين اشارات و تلميحات است و كمتر شاعر كهنى هست كه هر چه كرده از دولت قرآن نداند. اما آيا در ادبيات معاصر مي‏توان به‏دنبال چنان صبغه‏اى بود؟ آيا در كوزه شاعرانِ نوپرداز نَمى از طراوتِ آسمانى قرآن، تراويده است؟

    نقش تلميحات و اشارات قرآنى را در شعر شاعرانى چون على موسوى گرمارودى، سيمين بهبهانى، فروغ فرخزاد، اخوان ثالث، قيصر امين‏پور و شفيعى كدكنى نمي‏توان ناديده گرفت، اما در اين ميان نقش برخى شاعران به سبب مسلك عرفانى و بينش توحيدي‏شان، پررنگ‏تر است. اين مقاله درنگى است در شعر سهراب سپهرى و تلميحات و تأثيرات قرآن در هشت كتاب او اميد كه اهل‏نظر اين درنگِ مختصر را سهل بگيرند.

    هرچند تأثيرپذيرى سپهرى كه اهل كاشان است! از عرفان شرقى و تعاليم بودايى زبان‏زد اهل ادب بوده و هست،

    بازهم مي‏توان گفت هيچ شاعر نوپردازى به اندازه سهراب به قرآن عنايت نداشته است. روح آشفته و دغدغه‏هاى حقيقت طلبانه سپهرى، او را به گنجينه كتب آسمانى راه برده و رشحاتى از آن كتب سترگ را در آثار او هويدا كرده است. درباره انس خود با كتب آسمانى در "شورم را" آورده است:

    «...قرآن بالاى سرم، بالش من انجيل، بستر من تورات، و زي‏پوشم اوستا، مي‏بينم خواب:

    بودايى در نيلوفر آب...» (هشت كتاب ص، 238).

    شعر سهراب لحن ويژه‏اى دارد. گاه اسلوب شعر او يادآور كتب مقدس است. شعرى دارد شگرف، به‏نام "سوره تماشا". اين شعرِ طربناك در صورت و معنا سخت متأثر از قرآن است و به طرز شورانگيزى برخى آيات را به ياد مي‏آورد. حتى نام آن را "سوره" گذاشته است، "سوره تماشا". سوره تماشا با قسم شروع مي‏شود قسم به نگاه. فلا أقسم بما تبصرون. و ما لا تبصرون (حاقة/38 و 39). با هم مي‏خوانيم:

    سوره تماشا

    به تماشا سوگند

    و به آغاز كلام

    و به پرواز كبوتر از ذهن

    واژه‏اى در قفس است

    حرف هايم، مثل يك تكه چمن روشن بود.

    من به آنان گفتم:

    آفتابى لبِ درگاه شماست

    كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي‏تابد.

    و به آنان گفتم: سنگ، آرايش كوهستان نيست

    هم‏چنان كه فلز، زيورى نيست به اندام كلنگ.

    در كف دست زمين، گوهر ناپيدايى است

    كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.

     

    پى گوهر باشيد.

     

    لحظه‏ها را به چراگاهِ رسالت ببريد.

     

    و من آنان را، به صداى قدم پيك بشارت دادم

     

    و به نزديكى روز، و به افزايش رنگ.

     

    به طنين گل سرخ، پشت پرچين سخن‏هاى درشت.

     

    و به آنان گفتم:

     

    هركه در حافظه چوب ببيند باغي

     

    صورتش در وزش بيشه شور ابدى خواهدماند

     

    هركه با مرغ هوا دوست شود

     

    خوابش آرام‏ترين خواب جهان خواهد بود.

     

    آن‏كه نور از سرِ انگشت زمان برچيند

     

    مي‏گشايد گره پنجره‏ها را با آه.

     

    زير بيدى بوديم.

     

    برگى از شاخه بالاى سرم چيدم، گفتم:

     

    چشم را باز كنيد، آيتى بهتر از اين مي‏خواهيد؟

     

    مي‏شنيدم كه به هم مي‏گفتند:

     

    سحر مي‏داند، سحر!

     

    سر هر كوه رسولى ديدند

     

    ابر انكار به دوش آوردند

     

    باد را نازل كرديم

     

    تا كلاه از سرشان بردارد.

     

    خانه‏هاشان پُر داوودى بود،

     

    چشم‏شان را بستيم

     

    دستشان را نرسانديم به سرشاخه هوش.

     

    جيبشان را پُر عادت كرديم

     

    خوابشان را به صداى سفر آينه‏ها آشفتيم

     

    هر شاعر به حسن استقبال و نام‏گذارى شعر، آفرين مي‏گويد، و از ظرافت نگاه و كيفيت اقتباس سپهرى در حيرت مي‏شود. بخش آغازين سوره تماشا يادآور سوره‏هايى است كه با قسم شروع مي‏شوند: لا اقسم بيوم القيامة، لا اقسم بهذا البلد و يا والتين والزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين...سوگند به انجير، سوگند به زيتون...به كوه طور...و قسم به اين شهر آرام...

     

    پاره دوم شعر، مضمون آياتى را در خود دارد كه "ظلمات و نور" را مطرح مي‏كنند و "آياتِ بينات" را.

     

    /حرف‏هايم، مثل يك تكه چمن روشن بود/. تلك آيات الكتاب المبين (يوسف،1)، قد جاءكم من‏الله نور و كتاب مبين (مائده، 15).

     

    /آفتابى لب درگاه شماست/كه اگر در بگشائيد به رفتار شما مي‏تابد/ الر، كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور (ابراهيم، 1) يا و جعلناله نوراً يمشى به...(انعام، 122).

     

    پاره سوم به حكمت خلقت و دانه‏دانه پديده‏هاى به ظاهر خُرد آن اشاره مي‏كند. ربنا ما خلقت هذا باطلا (آل‏عمران، 191). پيامبران نگاه آدمى را متوجه اين ديدني‏ها و آنچه در پس آنهاست مي‏كنند. ديدني‏هايى كه غبار عادت بر آنها نشسته و آنها را نمي‏بينيم. «پي‏گوهر باشيم».

     

    از پاره‏هاى سوم وچهارم چه مي‏يابيد؟! چه اشاراتى به آيات و قصص قرآنى و تعاليم دين در آن هست؟

     

    «چشم را باز كنيد/ آيتى بهتر از اين مي‏خواهيد؟»، ماترى فى خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل‏ترى من فطور؟(ملك، 3). انظروا ماذا فى السموات و الارض (يونس، 101) فانظر الى آثار رحمة الله كيف يحيى الارض بعد موتها(روم، 50).

    اين بخش به راستى يكى از شورانگيزترين پاره‏هاى سوره تماشاست و در پايان، مضمونِ تهمت سحر به انبيا را آورده است و يادآور آياتى نظير كذلك ما أتى الذين من قلبهم من رسول الا قالوا ساحر أو مجنون (الذاريات، 52) است.

    اين پاره شگفتِ شعر سوره تماشا و پاره بعدى بسيار برگرفته از آيات مكى و آيات عذاب است. آنجا كه مردمان، رسولان را انكار مي‏كنند، نسبت سحر به آنها مي‏دهند و به عذاب الهى دچار مي‏شوند. به كوبندگى و سرعتِ قطعات كوتاهِ پاره آخر توجه كنيد:

    سر هر كوه رسولى ديدند

    ابر انكار به دوش آوردند...

    چشم‏شان را بستيم...

    جيبشان را پُر عادت كرديم

    خوابشان را به صداى سفر آينه‏ها آشفتيم.

    فجعلنا عاليها سافلها و امطرنا عليهم حجارة من سجّيل (حجر، 74) فارسلنا عليهم ريحاً (فصلت، 16) باد را نازل كرديم تا كلاه از سرشان بردارد. ختم الله على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة و لهم عذاب عظيم (بقره، 7) چشمشان را بستيم... دستشان را نرسانديم به سرشاخه هوش و نقلّب افئدتهم و ابصارهم كما لم‏يوءمنوا به اول مرّة (انعام / 110).

    سوره تماشا بارزترين نمونه ظهور و حضور قرآن در شعر سپهرى است. در جاي‏جاى هشت كتاب، مي‏توان ردپاى نوارنى كلام خدا را ديد. به خصوص در "صداى پاى آب". شايد وقتى ديگر به بررسى اين نمونه‏ها بپردازيم و قدرى رنگ كلام خدا را در صداى پاى آب جست‏وجو كنيم.

    نشريه :گلستان قرآن شماره 163

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد