مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • حذف به قرينه در قرآن  
  • 1391-08-03 16:59:32  
  • تعداد بازدید : 15   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • حذف به قرينه در قرآن

    نويسنده:يوسف رحمان ،مرتضى رزم آرا

    تأويل مشكل القرآن ابن قتيبه

    مقاله حاضر دوازدهمين فصل از كتاب، ساختار معناى دينى در قرآن به زبان انگليسى است .

    در جلد 17 و 18 نشريه Hamdard Islamicus بحثى كه چشم مى خورد كه نظر صلاح سالم على و آنتونى جونز را بر سر مسأله ترجمه حذف به قرينه در قرآن منعكس مى نمايد.

    آقاى على در مقاله اش عنوان مى كند كه مارمادوك پيكتال ] كه بعدها مسلمان شد و نام «محمد» را برگزيد [ و يوسف على در مقام دو مترجم قرآن به زبان انگليسى در واقع موارد حذف به قرينه در قرآن را به درستى پى نبرده اند و قاعدتاً بايد بر اين اساس، ترجمه نادرستى از اين موارد ارائه داده باشند، اما آقاى جونز تلاش هر دو مترجم در برگردان موارد مذكور را مى ستايد و بر اين نكته تأكيد دارد كه ترجمه آنان وفادارى به سنت تفسيرى را نشان مى دهد، وى با تكيه بر تفسير جلالين و تفسير كبير فخر الدين رازى (د. 606 ه.) از موضع خود دفاع مى كند، در پايان مقاله اش نيز قرآن پژوهان امروز را بر حذر مى دارد كه مبادا متن قرآن را دقيقا يك متن عربى معاصر تلقى كنند بى آن كه به سنت تفسيرى آن عنايت داشته باشند. هر چند جونز از سنت هاى تفسيرى صحبت مى كند و آن را با اهميت مى داند اما به نخستين آثارى كه موضوعشان تكيه گاه مفسرانى چون زمخشرى (د. 538 ه.)، جلالان يعنى جلال الدين محلى (د. 864 ه.)، جلال الدين سيوطى (د. 911 ه.) و ديگران بوده است اشاره نمى كند. بنابراين، در اين مقاله سعى شده است تا به نخستين آثار موجود به ويژه تأويل مشكل القرآن ابن قتيبه (د. 276 ه.) بپردازد و انواع حذف را همراه با شرايط و تفاسير آن طرح و شرح نمايد.

    واقعيت اين است كه فلويد مك كى در رساله فوق ليسانس خود تحت عنوان برداشت ابن قتيبه از ايجاز قرآن ـ كه در سال 1991 در دانشگاه مك گيل كانادا گذارند ـ و وانس برو در كتاب ]عميقا تأثير گذار بر علوم قرآنى در غرب[ تحت عنوان علوم قرآني: منابع و روش هاى تفسير قرآن به زبان انگليسى (1977) به برخى از جنبه هاى اين مسأله پرداخته اند. اما از آنجا كه به نظر مى رسد گاه برداشت هاى غلط در تحقيق مك كى وجود دارد، نوشته حاضر را مى توان اصلاح آن دانست.

    وانس برو در اثرش مطلبى از عبدالقاهر جرجانى نقل مى كند كه در آن، وى معتقد است بسيارى از موارد حذف به هنگام عدم تغيير در اعراب، در نظر گرفته نشده تا به عنوان كاربرد مجازى به حساب آيند. وانس برو با تكيه بر اين مطلب، عنوان مى كند تنها حذفى كه به اين شرايط همخوانى دارد مى تواند به عنوان مجاز تلقى شود. در اينجا اين پرسش مطرح مى شود كه اولا منظور از مجاز چيست؟ ثانياً منظور ابن قتيبه و ابوعبيده، صاحب مجاز القرآن، از اين لفظ چيست؟

    تا كنون تحقيقات بسيارى پيرامون اين لفظ شده است از تعريف آن گرفته تا سير تحول معنايى آن نزد نويسندگان گوناگون، پيش از آن كه معناى ديگرى مشخصاً تخصصى در نقد ادبى نزد منتقدين ادبيات عرب بيابد. خود ابن قتيبه مجاز (ها) را به عنوان راه هاى بيان و شيوه هاى دست زدن به آن تعريف مى كند.

    مع الوصف مجازهاى زبان قرآن از نظر وى طبيعتاً برتر از مجازهاى زبان بشرى است، زيرا قرآن داراى روش هاى بيانى ديگر است كه استعاره، حذف، اختصار و تكرار از جمله آنهايند. اين بدان معناست كه در زبان عربى مجازهايى وجود دارد كه در زبان هاى ديگر يافت نمى شود. به اين ترتيب، محال است كه ابن قتيبه از ترجمه قرآن به زبان هاى ديگر بحث كند.

    انديشه برترى قرآن كه بعدها به هنوان اعجاز القرآن شهرت يافت در واقع ريشه در مبحث كلامى معجزه داشت. البته ابن قتيبه مسأله معجزه را آن طور كه متكلمين به بحث دامنه دارى تبديل مى كنند دامن نمى زند، همچنين راجع به مسأله اعجاز القرآن به طور نظام يافته اى بحث نمى كند.

    ديدگاه هاى ابن قتيبه در كتاب مورد بحث وى پيرامون ساختار موارد حذف در قرآن در فصل مربوط به حذف و اختصار عنوان شده اند. مك كى در پايان نامه اش مى كوشد مبحث حذف در كتاب ابن قتيبه را نظام يافته سازد. براى اين منظور، وى آن دو صنعت ادبى را كه ذيل ايجاز قرار مى گيرند، از هم تفكيك مى كند. اما آيا به راستى ابن قتيبه حذف را از اختصار تفكيك مى كند؟ طبق مثال هاى قرآن و بر اساس انواع حذفى كه او ذكر مى كند ظاهراً چنين نيست. مقايسه آثار پيشينيان، معاصران و آنان كه پس از وى آمده اند اين نكته را ثابت مى كند كه حذف فقط يك نوع اختصار بود.

    اين قتيبه فصل مربوط به حذف را در هشت مبحث فراهم مى آورد كه به نقش انواع حذف ها مى پردازد. افزون بر اين، وى نظر برخى نحويون را كه به عنوان مثال، «الا» را به معناى «و» تفسير كردند در همين مباحث مى آورد. حاصل اين مباحث اين است كه حذف معمولا در ساختارها روى مى دهد و هدف حذف اين است كه عبارت را كوتاه نمايد. به نظر مى رسد كه ابن قتيبه به جاى تفكيك حذف از اختصار مى كوشد در كنار حذف، از دومين نوع ايجاز / اختصار سخن گويد. هر چند وى در اشاره به آن از اصطلاح تخصصى استفاده نمى كند اما به يقين مى دانيم منظور وى از آن قصر / قصر است.

    هر چند صاحب تأويل مشكل القرآن، مسأله ايجاز القرآن را، كه البته به جاى آن از اصطلاح فضل القرآن استفاده مى كند ـ مفصلا و به طور نظام يافته طرح و شرح نكرده است، اما وى آنقدرها نيز نسبت بدان بى تفاوت نبود همان طور كه كلودژيليو (C. Gillot) مى گويد:

    حتى تحليل ابن قتيبه از مبارزه طلبى قرآن در آوردن يك سوره نظير آن را بايد در نوشته هاى مربوط به ايجاز او جست، على رغم اين نكته ها بايد اذعان داشت كه بسيارى از آرا و انديشه هاى وى در باب ايجاز قرآن بعدها توسط ديگران طرح و شرح شده اند.

    منبع : نشريه خبر نامه دين‏ پژوهان، شماره 11

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد