مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • از حماسه ‏‏غزل، سه ‏رويكرد در شعر دفاع‏ مقدس  
  • 1391-08-03 18:28:0  
  • تعداد بازدید : 17   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • از حماسه ‏‏غزل، سه ‏رويكرد در شعر دفاع‏ مقدس

    نويسنده:روزبه ‏فروتن پى

    «غزل» قصرى در شهر «قصيده» بود. شهر متروك شد و غزل ماند، با معماري‏هاى نوبه نو از مصالح كلمات، معانى و... در ادوار مختلف، و آن‏گاه رنگ باز سازى و تازگى را به خود ديد؛ و امروز، معماران جديد كلمات، نوسازى غزل را مي‏سرايند.

    غزل در دوره‏اى با تصاوير عشق مجازي، چون خط و خال و جام و شراب و رباب تزيين شد و در دوره‏اى ديگر، به تمثال‏هاى عرفانى ميدان داد. در دوره‏اى كوتاه، فانوسِ سياست در آن روشن بود، و امروز مي‏توان عرفاني‏ترين آواها و بهشتي‏ترين بشارت‏ها را از صداى بالِ فرشتگان كلماتش شنيد و در اين بين، غزل جنگ (دفاع مقدس) را حال و هوايى ديگر است.

    غزل جنگ را مي‏توان بنابر اعتبارهاى مختلف ساختارى و محتوايى طيف بندى كرد و درباره‏ى هر طيف، نمونه‏هاى فراوانى را به عنوان مشتى از خروار پيش چشم كشيد و بر پويايى و طراوت و لطافت غزل شكل گرفته در دامن روزهاى ارغوانى دفاع مقدس، شاهد آورد. ما در اين بررسى كوتاه، بى آن كه داعيه‏ى تفصيل و تحقيق دقيق داشته باشيم، با تاكيد بر فقدان جامعيت و مانعيت نوشته‏ى خود بر ساختار غزل جنگ، اندكى درنگ مي‏كنيم و نمونه‏هايى را در حد وسع و مجال باز مي‏خوانيم و خاطرنشان مي‏كنيم كه به جدّ در اين مقوله مي‏توان ـ و بايد ـ به تحقيقى دراز دامن پرداخت.

    به اعتبارى مي‏توان ساختار غزل جنگ را در سه طيف زير برشمرد؛

    الف) غزل حماسى به شيوه‏ى دوره‏ى بازگشت؛

    ب) غزل حماسى بينابين كه ما بين مكتب بازگشت و غزل امروز قرار مي‏گيرد؛

    ج) غزل حماسى نو؛

    الف) غزل حماسى به شيوه‏ى بازگشت

     

    هرچند بيش از يك قرن و چند دهه از آغاز مكتب بازگشت ادبى و اوج رواح آن مي‏گذرد، امروزه نيز بسيارى از اصحاب ادب، پيرو اين سبك و سياق قديم شعرى مي‏نمايند. ميان شعرهاى اين گرايش، مي‏توان تفاوتى را دريافت كه برخاسته از تاثير زمانه و ضرورت‏هاى ناشى از آن است و آن اين كه اگر شعرهاى شاعرانى چون هاتف اصفهاني، صفاى اصفهاني، آذربيدگلى و محتشم و... بازتاب تقليدى مستقيم و پر رنگ از سبك و درون‏مايه‏ى شعر شاعران متقدم يعنى سعدى و حافظ و خواجو و... بود، در شعر بازگشتي‏هاى امروز، به ويژه تحت تاثير فضاى بى سابقه‏ى حماسه، حال و هوايى متفاوت رقم خورده است، ابياتى از اين دست:

     

    ياران چه غريبانه، رفتند از اين خانه هم سوخته شمع ما، هم سوخته پيمانه

     

    بشكسته سبوهامان، خون است به دل‏هامان فرياد و فغان دارد، دردي‏كش ميخانه

     

    (پرويز بيگى حبيب‏آبادى)

     

    خود آگهان كه ز خون گلو وضو كردند حيات را ز دَمِ تيغ جستجو كردند

     

    (حميد سبزوارى)

     

    كيستيد اى سحر، آيينه‏ى رخسار شما چاك دامانِ گُل از حسرتِ ديدار شما

     

    (محمود شاهرخى)

     

    چو موج حادثه، شب‏گير بركناره گذشت به اوج، برشد و از دامن ستاره گذشت

     

    (مشفق كاشانى)

     

    به خون مي‏غلتم و، سرسبزيِ روح چمن دارم به پيكر همچو گُل از مخمل خون پيرهن دارم

     

    (محمد خليل جمالى)

     

    سالى گذشت و كاروان منزل به منزل مي‏رود با كاروان لاله‏ها، صد كاروان دل مي‏رود

     

    (سپيده كاشانى)

     

    گفتمش: هادّى راهت كيست؟ گفت از نسلِ احمد گفتمش: شيداى آن والاتباري؟ گفت: آرى

     

    (محمد على مردانى)

     

    ب) غزل حماسى بينابين

     

    اين طيف از غزل‏هاى حماسى از جنبه‏ى ساختار كلامى و قالب، ميان غزل بازگشتى و غزل نو قرار مي‏گيرند. انگار شاعران اين دسته از غزل‏ها ـ كه تعدادشان چندان هم كم نيست ـ در عرصه‏ى زبان و نگاه شاعري، نتوانسته‏اند به يك دستى زبان و حال و هواى شعرى دست يابند و هنوز به ترديد و تردّد ميان فضاهاى كهنه و نو دچارند. از اين رو نيز اين طيف از شعرها كه سرايندگان‏شان تكليف خود را چندان با زبان روشن نكرده‏اند، به درخشندگى نمي‏رسد و پژواك چندانى نمي‏يابد.

     

    چه مي‏نشيني، آن دشنه تيزتر بركش شتاب كن، نفَسِ هرزه گرد بسيارست

     

    (غلامرضا مرادى)

     

    اى نشان عاشق بر جامه گلقام‏تان هم عنان نور مي‏تازد نسيم نام‏تان

     

    (ميرهاشم ميرى)

     

    عبور خاكي‏اش در آسمان عاشقى گم شد و از خورشيد صدميدان جلوتر بود، پندارى

     

    (جعفر رسول‏زاده)

     

    جز تو هيچ‏كس نداشت بوى عطرِ عاشقى تو شهيد عشقى و خداست خون‏بهاى تو

     

    (سيميندخت وحيدى)

     

    بانگِ تكبير شما مژده‏ى فتح و ظفر است در شب تيره‏ى بيداد نويدِ سحر است

     

    (عباس خوش عمل)

     

    ج) غزل حماسى نو

     

    غزل حماسى نو ـ در واقع ـ نقطه‏ى اوج غزل دفاع مقدس به شمار مي‏آيد و ره‏آورد تجربه‏ها، تامل‏ها و مكاشفه‏هاى فراوان و گونه گون شاعران امروز ما است. به طور كلي، غزلهاى نو، از جنبه‏ى ساختارِ كلامى و بيان، به زبان شعر امروز و حتى نثر و محاوره‏ى امروزين بسيار نزديك شده است. استفاده از تصويرهاى نو، تعبيرهاى صميمانه، تشبيه‏ها و استعاره‏هاى نو، وزن‏هاى تازه و غير متداول، و هم چنين كاربرد قافيه و رديف تازه، رودخانه‏اى از طراوت و تازگى را در بستر غزل جارى نموده است:

     

    مثل نسيم صبحِ نخلستان، سرشار از زخم و سكوت و صبر رفتيد و ديديم در دل هر چاه، يك سينه آواز حزين مانده‏است.

     

    (عليرضا قزوه)

     

    در سينه‏ام دوباره غمى جان گرفته است امشب دلم به يادِ شهيدان گرفته است

     

    (سلمان هراتى)

     

    نسيمى مي‏رسد از راه و يك نيزار غربت شعله‏ور مي‏شد شبى خاكسترى در صبح نخلستان بيدارى سحر مي‏شد

     

    چه ميدان‏هاى مينى آسمان را با زمين پيوند زد آن شب چه عطرى در فضا پيچيد وقتى حجم آتش بيشتر مي‏شد

     

    (سيد ضياء الدين شفيعى)

     

    بيا به خانه‏ى آلاله‏ها سرى بزنيم ز داغ، با دلِ خود حرف ديگرى بزنيم

     

    به يك بنفشه صميمانه تسليت گوييم سرى به مجلس سوگِ كبوترى بزنيم

     

    (قيصر امين پور)

     

    دلم شكسته‏تر از شيشه‏هاى شهر شماست شكسته باد كسى كه اين چنين شما را خواست

     

    (سهيل محمودى)

     

    عطر بار فرشتگان بر سپيدار مانده است پر كشيدند سوى نور، آسمان تار مانده است

     

    (عبدالرضا رضائي‏نيا)

     

    اى نگاه تو سرشار از عطر مهمان نوازى زير باران بى رحم اين عشق‏هاى مجازى

     

    كى به آواز آتش صداى مرا مي‏گشايي؟ كى به مضراب خنجر گلوى مرا مي‏نوازي؟

     

    (عبدالجبا كاكايى)

     

    چند نكته‏ى ديگر

     

    يك ـ غزل‏هاى حماسى كه در سال‏هاى نخست دفاع مقدس سروده شده‏اند، از شعارهاى عريان و مفاهيم صريح رزمى و جنگى سرشارند. لطافت زبان شاعرانه مغلوب و متاثر از فضاى لبالب از خون و آتش و گلوله در يك كلام رجزآميز و شعارگونه است. بالطبع، به مقتضاى زمان و اوضاع اجتماعى ـ سياسى سال‏هاى دفاع مقدس و در سال‏هاى پس از آن، اين امر، تعديل شده و شعارگونگى جاى خود را به شعريّت مي‏دهد.

     

    از غزل‏هاى دوره‏ى نخست:

     

    اى زده شعله به شب، بارقه‏ى باورتان پيش تا صبح ظفر، دست خدا ياورتان

     

    خود به هنگامه‏ى پيكار چه تدبير كند گر فرارى نشود، دشمن بدگوهرتان؟

     

    (سيد حسن حسينى)

     

    ز رزم‏تان شده دشمن زخاكِ ميهن دور درودِ ما به شما اى سپاهيان غيور

     

    هزار تهنيت اى عاشقانِ راه حسين كه بر يزيد زمان، ساختيد عرصه چو گوهر

     

    (بهمن صالحى)

     

    بانگِ تكبيرِ شما مژده‏ى فتح و ظفر است در شبِ تيره‏ى بيداد نويدِ سحر است

     

    اى جوانان وطن! دست خدا همرهتان يورش آريد به دشمن، كه شما را ظفر است

     

    (عباس خوش عمل)

     

    از غزل‏هاى دوره‏ى دوم:

     

    دوش ياران خبرِ سوختنش آوردند صبح خاكسترِ خونينِ تنش آوردند

     

    (زكريا اخلاقى)

     

    نمي‏گنجى در اقيانوس‏ها، در ذهن صد دريا براى بال‏هاى رفتنت، تنگ است، پيراهن

     

    (مهران فقيهى)

     

    باز از جبهه‏ى نعش شهيد آوردند ورقى پاره ز قرآن مجيد آوردند

     

    (غلامرضا حمدل)

     

    دوـ با مرورى بر سير تاريخى غزل دفاع مقدس، به روشنى در مي‏يابيم كه در گذر زمان، زبان اين گونه از غزل به تدريج از تصنّع‏ها و تكلّف‏ها فاصله مي‏گيرد و رو به زلالى و بى پيرايگى راه مي‏برد، كه اين رويكرد را مي‏توان متاثر از حال و هواى كلى شعر معاصر فارسى ـ در اين دو دهه ـ ارزيابى كرد.

     

    اين گزارش مختصر را همين جا به پايان مي‏بريم و با تاكيد بر اين نكته كه براى تحليل دقيق و استقضاى تام موارد و شواهد در زمينه‏ى غزل دفاع مقدس، هم دسترسى گسترده به گنجينه‏ى گران‏بار غزل جنگ ضرورى است و هم مجالى فراخ مي‏خواهد تا حق مطلب چنان كه بايد و شايد، ادا شود.

    نشريه :پگاه حوزه شماره 21

    روزبه ‏فروتن پى  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد