مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • يك نظريه درباره اسامى خاص ـ توصيفات معرفه  
  • 1391-08-03 18:32:46  
  • تعداد بازدید : 14   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • يك نظريه درباره اسامى خاص ـ توصيفات معرفه

    نويسنده:محمدعلى عباسيان چالشترى

    چكيده:

    يكى از مباحث جدال‏برانگيز و در عين حال اساسى، در قلمرو فلسفه زبان و منطق فلسفى، از هنگام آغاز قرن بيستم، در مورد اسامى خاص و توصيفات معرفه بوده است. فيلسوفانى كه به اسامى خاص و توصيفات معرفه پرداخته‏اند، هم‏زمان با مشكلات بسيارى نيز روبرو بوده‏اند. در اين ميان يكى از جدي‏ترين مشكلات، مشكل اسامى ـ توصيفات تهى است. اين مقاله نخست به معرفى و ارائه برخى از نظريات برجسته و مؤثر، از جمله نظريات ماينونگ، راسل، فرگه، استراسون و دنلان، پرداخته است. پس از آن به راه‏حل‏هاى تدارك ديده شده براى مشكل ياد شده پرداخته است. و در نهايت هم، بر پايه متون گرايش قضيه‏ايde dicto/de re و تمايز قضيه شخصيه / كليه، نظريه‏اى جديد درباره اسامى خاص ـ توصيفات ارائه داده است؛ نظريه‏اى كه مي‏توان زمينه‏هاى آن را در نظريات فوق رديابى كرد.

    كليد واژه‏ها: اسم خاص، توصيف معرفه، معنى، تمايز جمله / قضيه، قضيه شخصيه / كليه، كاربرد دوگانه زبان، گرايش‏هاى قضيه‏اى de dicto/de re ، اصل جانشينى، مشكل معدومات

    1ـ اسامى خاص1ـ توصيفات معرفه 2

    1ـ1ـ اشاره‏اى مقدماتي

    در سال 1905 راسل در مجله Mind مقاله‏اى را تحت عنوان «پيرامون وصف عنوانى»3 به چاپ رساند كه سرآغاز و منشاء تحولاتى عميق و اساسى در تفكر فلسفى پس از خود شد. در اين مقاله بسيار مشكل و پيچيده، راسل انديشه‏ها و نظريات بديعى را پيرامون اسامى خاص، و مخصوصاً توصيفات معرفه، ارائه نمود كه در جاى خود سنگ بناى بسيارى از مباحث در فلسفه زبان، منطق فلسفى و زبان‏شناسى نظرى گرديد. دو انديشه اساسى نظريه راسل در اين مقاله، كه بعداً در آثار ديگرى از او در ابعاد مختلف دنبال شد، «نظريه توصيفات4» و «نظريه اسامى خاص5» است. اين دو نظريه نه فقط در نظريات معاصر پيرامون «تسوير6» «اشاره» يا «دلالت7»، «ساختار ارجاع عبارات8» و «قضيه9» تأثير به سزايى داشته‏اند، بلكه همچنين فيلسوفان زبان را به تفكر و تأمل جدى پيرامون مباحث بسيار مهم ديگرى در باب «تقسيم كار زباني10» وادار كرده است. با توجه به همين ويژگي‏هاست كه اين دو نظريه در كارهاى جديدى كه در مورد «معني‏شناسي11» زبان طبيعى صورت گرفته است، از اهميت و موقعيت ممتاز و برجسته‏اى برخوردار گرديده‏اند.

    1ـ2ـ تمايز جمله12/قضيه

    انسان‏ها عموماً مي‏توانند به تصديقاتى درباره اشخاص و اشياء جزئى و معين نائل شوند. آنان همچنين مي‏توانند در شرايط و موقعيت‏هاى مختلف و به دلايل گوناگون، اين تصديقات را در قالب الفاظ مركب تام خبرى13، نظير جملات حمليه14، به صورت مكتوب يا شفاهى تعبير15 كنند.

    به اين اعتبار مي‏توان تصديق تعبير شده را «قضيه» ناميد. خواهيم ديد كه از نظر راسل، «قضيه» معناى مدلول و معبَّر جمله‏اى است كه توسط متكلم ادا مي‏شود. جمله‏هاى زير از اين قسم جملات حميله‏اند.

    (1) «فردوسى شاعر است».

    (2) «تهران داراى آب و هواى آلوده‏اى است».

     

    (3) «شما در حال مطالعه هستيد».

     

    (4) «من در حال نوشتن هستم».

     

    (5) «آن زن كوتاه قد است».

     

    افزون بر جمله‏هاى بالا، جمله‏هاى حمليه ديگرى وجود دارند كه، به نظر راسل، هر چند از نظر شكل دستوري16» مثل جمله‏هاى (1) تا (5) هستند اما درواقع اين گونه نيستند. جمله‏هايى نظير:

     

    (6) «كسى كه در حال مطالعه اين مقاله است فيلسوف است».

     

    (7) «مردى را ملاقات كردم».

     

    (8) «برخى دانشجويان كوشا هستند».

     

    (9) «همه انسان‏ها فانى هستند».

     

    1ـ3ـ قضيه شخصيه/كليه17

     

    از ديدگاه راسل، شكل كلى جمله‏هاى حمليه (1) تا (5)، اگر بتوان آنها را «شخصيه» ناميد، به صورت «G aاست» مي‏باشد. «a» عبارت اسمى مفرد است كه به شخص يا شيئى معين، كه معناى «a» است، اشاره مي‏كند، و «G... است» نيز يك عبارت محمولى يك موضعى است كه وصفى را بر a حمل كرده (اسناد داده) است. به اعتقاد راسل «a» «عبارت اشاره‏اى محض18»، يا «اسم خاص منطقى19»، است و a يعنى مشاراليه آن، معناى آن اسم است. بنابراين جمله « G aاست» صادق است، اگر و تنها اگر، G a باشد.

     

    با بهره‏گيرى از تمايز جمله/قضيه، مي‏توان گفت، از نظر راسل، قضيه‏اى كه با اداى جمله «G a است» تعبير مي‏شود درباره20 (از)21 مدلول و مشاراليه (معناى) «a» است.

     

    ما اين قضيه را، به تبعيت از نيل (ص 3-5) قضيه شي‏ء ـ وابسته، يا همانند منطق‏دانان مسلمان و كاپلان (ص 319) قضيه شخصيه، مي‏ناميم. بنابراين قضيه شخصيه، قضيه‏اى است كه درباره شي‏ء يا شخص معينى است كه مصداق و مشاراليه عبارت اشاره‏اى22 است كه موضوع جمله شخصيه معبَّر واقع گرديده است؛ قضيه‏اى كه اگر مشاراليه «a» وجود نمي‏داشت، نمي‏توانست تعبير شود و يا اينكه مورد اذعان و اعتقاد قرار گيرد. در اينجا تعيّن قضيه‏اى كه توسط داراى «G a است»، تعبير مي‏شود كاملاً وابستگى به تعيّن شخص يا شيئى دارد كه توسط «a» به آن اشاره مي‏شود.

     

    اما وضعيت جمله‏هاى (6) تا (9)، و همچنين جمله‏هايى كه در محل موضوع دستورى خود واجد توصيفى معرفه هستند، مانند:

    (10) «نويسنده شاهنامه شاعر است».

    (11) «رئيس جمهور ايران عاقل است».

    با جمله (1) تا (5) تفاوت دارد. به نظر راسل در هر كدام از اين جمله‏ها «وصفى عنوانى»23 و 24، يعنى «كسي»، «مردي»، «برخى دانشجويان»، «همه انسان‏ها»، «نويسنده شاهنامه» و «رئيس جمهور ايران» موضوع دستورى قرار گرفته است، كه ضرورتى ندارد حتماً داراى «موصوف» باشد، بلكه چه بسا نيز فاقد موصوف باشد.

    عبارات مسوَّر و هم‏چنين «توصيفات نكره25» و «توصيفات معرفه» (كه به صورت «يك چنين ـ و ـ چنان26» و «چنين ـ و ـ چنان27» مي‏باشند)28 از جمله عبارات وصفى عنوانى هستند كه هر چند به لحاظ دستورى ممكن است در محل موضوع جمله قرار گيرند، اما قضيه تعبير شده با جمله ادا شده مشتمل بر آنها، درباره شخص يا شيئى خاص و معين نيست (كه در واقع به وصف موضوع و محمول متصف مى‏شود).

    در اين حالت از تأليف اين عبارات با محمول (يك موضعى)، جمله‏اى به وجود مي‏آيد كه در هنگام اداى آن، قضيه‏اى تعبير مي‏شود كه مشروط و وابسته به وجود شي‏ء يا شخصى نيست كه متصف به وصف موضوع (و محمول) شود. به بيان ديگر تعيّن قضيه‏اى كه توسط اداى اين گونه جملات تعبير مي‏شود، به تعيّن و وجود شيئى كه وصف عنوانى موضوع را تأمين مي‏كند، وابسته نيست ما اين قضيه را قضيه شي‏ء ـ مستقل، يا قضيه كليه، خواهيم خواند. بنابراين نمي‏توان جمله‏هاى (6) تا (11) را تعابيرى از قضايايى شخصيه دانست كه درباره مشاراليه يا مدلول موضوع دستورى اين جمله‏ها مي‏باشند، بلكه قضيه تعبر شده به وسيله آنها لزوماً قضيه‏اى كليه خواهد بود.

     

    از ديدگاه راسل در صورتى كه كسى اداى اين جمله‏ها را تعبير كننده قضاياى شخصيه بداند، با مشكلاتى جدّى مواجه مي‏شود كه نمي‏تواند آنها را حل كند. يكى از جدّي‏ترين مشكلات، مشكل جمله‏هايى است كه در محل موضوع دستورى آنها عبارتى قرار گرفته است كه داراى مدلول و شى‏ء موصوف نيست.29 مانند:

     

    (12) «پادشاه ايران عاقل است».

     

    (13) «سيمرغ در كوه قاف زندگى مي‏كند».

     

    (14) «مربع مستدير مستدير است».

     

    (15) «رستم افراسياب را كشت».

     

    1ـ4ـ ماينونگ

     

    يك نگرش نسبت به اين گونه جمله‏ها، نگرش كسانى است كه قلمروى وسيع از ماهيات و اشياء را فرض نموده، تا اينكه بتوانند مشاراليه و مدلول اسامى خاص و توصيفات معرفه مذكور در آن جمله‏ها قرار بگيرند و در نتيجه جزء و موضوع قضيه معبَّر واقع شوند. اين نظريه‏اى است كه هر چند راسل، در «اصول رياضيات»، در سال 1903 به آن معتقد بود اما نمايندگان مشخص آن ماينونگ، در «پيرامون نظريه اشياء» (ترجمه چيشلم، 1960) و مالى، در «پيرامون نظريه شي‏ء مقدار» (1904)، هستند. از نظر ماينوگ قلمرو «اشياء» فراتر و وسيع‏تر از قلمرو ماهيات موجود30 و ماهيات ثابت31 است. به اعتقاد وى نه فقط ماهيات موجود و ثابت «شى‏ء» هستند، بلكه همچنين بسيارى از اشياء چيستي‏هايى معدومند، كه نه موجودند و نه ثابت، مانند سيمرغ و مربع مستدير.

     

    از نظر ماينونگ هستى و نيستى شي‏ء نيستند، جزء شي‏ء هم نيستند، بلكه آنچه داراى هستى و نيستى است، از حيث هستى و نيستى، «شيئيتي32» معيّن است (گراس من، 117 ، 120). شيئيات ماهياتى هستند كه جملات درباره آنها هستند و آنها را تعبير مي‏كنند (همو، 95، 96؛ لامبرت، 15-16). با توجه به اين بيان، مي‏توان «شيئيت» ماينونگ را ماهيتى شبيه «قضيه» راسلى دانست. از ديدگاه ماينونگ، سيمرغ و مربع مستدير، از اين جهت كه شيئند، مي‏توانند موضوع احكامى صادق يا كاذب قرار گيرند، و به همين اعتبار، جزء قضايايى (شيئياتى) شخصيه قرار مي‏گيرند كه معبَّر جمله‏هاى مشتمل بر عبارات «سيمرغ» و «مربع مستدير» هستند.

     

    1ـ 5 ـ فرگه

     

    فرگه در باب اسامى خاص و توصيفات معرفه دو موضع دارد. موضع اوليه وى در نظريه «حساب محمولات» او شكل گرفته است. اما موضع بعدى او، كه در اينجا مورد گفتگوى ماست، پس از هنگامى كه وى به كشف «مفهوم»33 و تمايز آن از «مصداق»34، نائل شد. از نظر فرگه نه تنها مفردات (اسامى خاص)، بلكه مركبات (جملات) نيز، علاوه بر مصداق، داراى مفهوم هستند. مصداق عبارت آن چيزى است كه عبارت بر آن دلالت دارد و مفهوم هم آن چيزى است كه عبارت تعبير كننده آن است و توسط آن بر مصداق دلالت دارد. مصداق داشتن اسم خاص به معنى آن است كه آن اسم عنوان شيئى معين است. به اعتقاد او توصيفات معرفه نيز در معرفه اسامى خاص هستند، و بنابراين داراى احكام مترتب بر آنها هستند.

     

    از نظر فرگه («درباره حس و اشاره»،31 ) زبان داراى دو كاربرد است: 1ـ «كاربرد معمولي»، 2ـ «كاربرد اتفاقي»، همچنان كه مفهوم و مصداق نيز بر دو قسمند: 1ـ مفهوم و مصداق مستقيم، 2ـ مفهوم و مصداق عارضي. در «كاربرد معمولي» از اسامى خاص، هدف گفتگو از (درباره) مصداق آنهاست، اما گاهى (در كاربرد اتفاقى) اتفاق مي‏افتد كه متكلم بخواهد درباره خود كلمات و يا مفهوم آنها سخن بگويد. در كاربرد معمولى اسامى خاص، در «تقدير35» گرفته مي‏شود كه آنها داراى مصداق و معنون هستند.

     

    مصداق در جمله‏ها، ارزش صدق (صدق يا كذب) آنهاست و مفهوم آنها، در صورت اظهاري36 بودن، يك «قضيه»37 است (فرگه، همان، 28-31). بنابراين قضيه، مفهوم جمله‏هاى اظهارى است كه با اداى آن جمله‏ها تعبير مي‏شود. به عنوان مثال، هنگامى كه اظهار شود «زهره ستاره صبح است»، مفهوم آن، اين قضيه است كه زهره ستاره صبح است و مصداق (ارزش) صدق آن است. در كاربرد معمولى جمله‏ها، و در نتيجه جمله‏هاى مشتمل بر اسامى خاص، همانند عبارات، قصد شخص گفتگو از مصداق (ارزش صدق) آنهاست، و اين هنگامى رخ مي‏دهد كه از مصاديق اجزاء موءلفه جمله، و از جمله از (درباره) مصداق اسم خاص نيز سخن به ميان آيد. مراد از مفهوم، در اين كاربرد، مفهوم شايع و مستقيم بوده كه حكايت كننده مصداق است. در اين كاربرد، اگر بعضى از اجزاء جمله با عبارات هم مصداق جايگزين شوند، در ارزش جمله و قضيه معبَّر، تغييرى حاصل نخواهد شد («اصل جانشيني»)38. اما در مواردى (در كاربرد اتفاقى) هدف متكلم از كاربرد جمله گفتگو از مصداق نيست، بلكه منظور او گفتگو از خود جمله و يا مفهوم آن است. در كاربرد اخير نمي‏توان اصل جانشينى را اعمال كرد. نقل قول جمله‏ها و همچنين جمله‏هاى حاوى «گرايش قضيه‏اي39»، يعنى جملاتى كه با عبارتى نظير «او اعتقاد دارد كه» و «من فكر مي‏كنم كه» شروع مي‏شوند، و به طور كلى جمله‏هايى كه مشتمل بر جمله‏هايى به عنوان عبارت پيرو باشند، مواردى از «كاربرد اتفاقي» هستند.

    در اين جملات مي‏توان عبارت پيرو را با عبارات پيرو ديگرى كه داراى ارزشى (صدق يا كذب) متفاوت با آن عبارت هستند، جايگزين كرد، بدون اينكه در ارزش كل جمله تغييرى حاصل شود (همان، 30-42).

    در كاربرد معمولى اسم خاص در ضمن جمله‏ها هميشه در تقدير گرفته شده است كه مصداق اسم خاص وجود دارد. به عبارت ديگر در كاربرد معمولى، جمله‏هاى مشتمل بر اسامى خاص (در محل موضوع دستورى جمله) صدق جمله وجوديه «مصداق اسم خاص وجود دارد» در تقدير گرفته شده است. اگر اسم خاص داراى مصداق نباشد، جمله وجوديه مقدّر كاذب بوده و در نتيجه كل جمله (و قضيه معبَّر) نيز صادق يا كاذب (در مفهوم كاربرد مستقيم از صدق و كذب) نيست.

    با بهره‏گيرى از تمايز قضيه شخصيه ـ كليه، مي‏توان گفت: از نظر فرگه، قضيه‏اى كه توسط اداى جمله مشتمل بر اسامى خاص تعبير مي‏شود، قضيه شخصيه است، زيرا تعيّن اين قضيه وابسته به وجود شيئى است كه مصداق اسم خاص است و قضيه درباره آن مي‏باشد. اما در كاربرد اتفاقى جملات مشتمل بر اسامى خاص، كه جمله مشتمل بر اسم خاصِ فاقد مصداق نيز از آن نوع مي‏باشد، جملات داراى مصداق مستقيم (ارزش صدق) و همچنين مفهوم مستقيم (قضيه) نيستند. در اين جا مفهوم مستقيم اسم خاص به عنوان مصداق، و مفهوم غير مستقيم آن، كه حاكى از شي‏ء معيّن به عنوان مصداق نيز نيست، جزء قضيه معبَّر قرار مي‏گيرد. همچنين مفهوم مستقيم جمله به عنوان مصداق جمله، و مفهوم عارضى آن كه حاكى از مصداق نيست و به مصداق اسم خاص نيز وابسته نيست، به عنوان مفهوم و قضيه معبَّر لحاظ مي‏شود (فرگه «قضايا»، 38). بنابراين مي‏توان گفت: از نظر فرگه، قضيه‏اى كه توسط جمله ادا شده مشتمل بر اسامى خاص (و توصيفات معرفه) فاقد مصداق تعبير مي‏شود، قضيه‏اى كليه است. زيرا اين قضيه درباره شي‏ء (مصداق مستقيم اسم خاص) نمي‏باشد، و از همين رو تعيّن آن به وجود داشتن آن مصداق وابسته نيست.

    1ـ6ـ راسل

     

    بر طبق نظريه واقع گرايانه راسل پيرامون معنى، معنى در عبارات اشاره‏اى (اسامى خاص محض)، ماهياتى (اشخاص و اشياء معينى) است كه اين عبارات به ازاى آنها وضع شده‏اند. اما توصيفات معرفه و اسامى خاص معمولى، كه از جمله عبارات وصفى عنوانى هستند، هر چند داراى اجزايى هستند كه آن اجزاء داراى معنى هستند، اما خود به تنهايى و مستقلاً داراى معنى نيستند. معنى در جمله‏ها قضيه‏اى است كه جمله آن را تعبير مي‏كند. از نظر راسل، قضيه تعبير شده در اداى جمله‏هاى مشتمل بر عبارات اشاره‏اى (اسامى خاص محض) قضيه شخصيه است. اما قضيه‏اى كه توسط اداى جمله‏هاى مشتمل بر توصيفات معرفه تعبير مي‏شود، قضيه كليه است. بنابراين اگر توصيفى معرفه، «the F»، با عبارتى محمولى تركيب شود، جمله ادا شده مشتمل بر آنها قضيه‏اى را تعبير مي‏كند كه درباره و وابسته به وجود (ذات) موصوف با آن توصيف نيست، حتى اگر آن توصيف توسط شيئى يگانه تأمين شود. اگر توصيف معرفه‏اى فاقد (ذات) موصوف باشد و شيئى وجود نداشته باشد كه متصف به وصف عنوانى موضوع شود، در هنگام اداى جمله مشتمل بر آن توصيف به وسيله متكلم، باز هم قضيه‏اى متعيّن تعبير مي‏شود كه وابسته و مشروط به وجود موصوف نيست.

    زيرا بر طبق نظريه راسل («درباره معنى داري»، 42-43، «توصيفات»، 42)، هر چند جمله‏هايى كه مشتمل بر توصيفات معرفه هستند داراى معنى هستند و آن معنى هم قضيه تعبير شده توسط آنهاست و هر چند اجزاء اين عبارات داراى معنى هستند و اين معانى جزء قضيه تعبير شده باشد و قضيه درباره آن باشد.

    به عبارت ديگر، از ديدگاه راسل، اگر «the F» توصيفى معرفه باشد و «G... است» عبارت محمولى (يك موضعى)، قضيه تعبير شده توسط ادايى از جمله « G the Fاست» معادل و هم ارز با قضيه‏اى است كه به وسيله اداى جمله وجوديه پيچيده زير تعبير مي‏شود.

    «تنها و تنها يك F وجود دارد، و هر چيزى كه F است G است».

    راسل معتقد است از آنجا كه توصيفات معرفه سور وجودى مركب هستند، و نه عبارات اشاره‏اى محض مانند اسامى خاص منطقى، به سادگى مي‏توان جملات مشتمل بر توصيفات معرفه فاقد موصوف را تحليل كرد، بدون اينكه، مانند ماينونگ، به قلمروى از اشياء معدوم معتقد بود. مطابق اين نظريه هر چند ممكن است توصيفات در شكل دستورى جملات در محل موضوع قرار گيرند، اما در هنگام تحليل منطقى آنها روشن مي‏گردد كه در حقيقت «صورت منطقي40» آن جمله‏ها در محل موضوع خود واجد اين توصيفات نيست، بلكه در اين هنگام آنها (توصيفات) تنها سور خواهند بود. بر طبق اين بيان، صورت منطقى جمله «G the F است» چنين خواهد بود:

    منبع :نشريه مقالات و بررسى‏ها ،شماره 72

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد