مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 09 July 2020 - الخميس 18 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 19 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • عوامل مؤثر در معانى بلاغى استفهام و بلاغت اساليب استفهام در آيات قرآن كريم  
  • 1391-08-03 18:42:4  
  • تعداد بازدید : 171   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • عوامل مؤثر در معانى بلاغى استفهام و بلاغت اساليب استفهام در آيات قرآن كريم

    نويسنده:سوسن طباطبايى

    قرآن كتاب الهى و معجزه جاودانه آخرين پيام‏آور الهى و عصاره همه كتب آسمانى است؛ يگانه كتابى كه مي‏تواند همه خواسته‏هاى جوامع بشرى را در همه ابعاد وجودى به بهترين شكل برآورده سازد و انسان را به سوى عاليترين مراتب رشد و كمال رهنمون شود و براى نيل به اين امور مهم برترين و زيباترين روش‏هاى حكيمانه را به كار برده است. از جمله اين روش‏ها زينت كلام با پرسش‏ها و پاسخ‏هايى است كه آدمى را بطور غير مستقيم در جهت برنامه‏هاى انسان‏ساز سوق مي‏دهد. بيش از هزار آيه از آيات قرآنى داراى استفهام است، با توجه به اينكه سؤال كننده، پروردگار حكيم است، غرض او از استفهام آگاهى يافتن نسبت به مجهول نيست؛ بلكه در اين استفهامات راز و رمز و حكمتى نهفته است كه براى فهم آن بايد به گوينده، مخاطب، قرينه‏هاى لفظى و معنوى، سياق كلام، كيفيت و شأن نزول آيه و كيفيت قرائت و وقف توجه كرد؛ در غير اين صورت نمي‏توان معنى دقيقى از آيات بدست آورد.

    كليدواژه‏ها:

    اسلوب، استفهام، معانى‏بلاغى، قرآن كريم، انفعالات درونى انسان، توبيخ

    روش پرسش از مخاطب و پاسخ درونى و وجدان او در تعليم و تربيت، بسيار مؤثر و خصوصا در مورد افراد جاهل و لجوج بسيار راه‏گشاست. استفهام در آيات قرآن كريم ـ در بيش از هزار آيه ـ به دو صورت حقيقى و غير حقيقى بكار رفته است؛ همانطور كه توجه داريد معناى حقيقى استفهام، طلب علم نسبت به مجهول است و استفهام در صورتى حقيقى است كه سؤال كننده نسبت به مورد سؤال هيچ‏گونه آگاهى نداشته باشد. با توجه به اينكه سؤال كننده، پروردگار حكيم على الاطلاق است، غرض او از استفهام، آگاهى يافتن نسبت به مجهول نيست؛ بلكه به دليل و اغراض بلاغى خاصى، كلام خويش را به استفهام آراسته است كه در هر يك از اين استفهامات راز و رمز و حكمتى نهفته است، چنانكه مفسران و دانشمندان علوم بلاغت درباره استفهامات قرآنى نظرات مختلفى داده‏اند. عده‏اى قائلند كه استفهام حقيقى در قرآن وجود ندارد و همه استفهامات قرآن داراى معنى مجازي‏اند.1

    سبكي2 معتقد است كه گاهى اوقات سؤال كننده عالم است و هدف او از سؤال، فهماندن مطلب به ديگر افرادى است كه

    نسبت به آن، علم ندارند. ثمانيني1 ذكر كرده است كه استفهام حقيقى از جانب حق تعالى صورت نمي‏گيرد ولى جايز است كه تقرير، توبيخ و سرزنش كند.

    عبدالعليم فوده2 مي‏گويد از مجموع استفهامات قرآنى (1260 مورد) فقط نوزده مورد استفهام حقيقى ديده مي‏شود و در بقيه موارد، استفهام بصورت حقيقى نيست.

    براى فهم معانى بلاغى استفهام در آيات قرآنى، عوامل مختلفى را بايد در نظر گرفت كه بدون توجه به آنها معناى دقيقى از آيات بدست نمي‏آيد. مهم‏ترين اين عوامل عبارتند از:

    الف) اختلاف در گوينده

    «أفَما نحنُ بِمَيّتين. إلاّ موتَتَنَاالاولى و ما نَحْنُ بِمعذَّبين.3

    ابوحيان4 معتقد است كه اگر آيه از قول قرينى به قرينش باشد با در نظر گرفتن آيه قبل، معناى استفهام، «توبيخ» است و اگر آيه از قول مؤمنان در بهشت باشد، به

    ب) اختلاف در مخاطبان

    چنانكه در آيه: «ألم يعلموا أنّهُ مَنْ يُحاددِ اللّه و رسولهُ فأنّ له نارَ جهنَّمَ»1 و در آيه: «ألَمْ يعلمْ بِاَنَ‏اللّه يري»2

    زمخشرى و سبكى استفهام را به معنى تقرير مي‏دانند. اين در صورتى است كه مخاطب ما پيامبر يا يكى از مؤمنان باشد؛ اگر مخاطب، كافر انكار كننده باشد، استفهام به معنى توبيخ است.

    يا در آيه: «يا أيُّهَاالَّذين امنُوا لِمَ تقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ »3 اگر مقصود آيه، اهل ايمان باشد، عتابى همراه با نرمش است؛ و اگر مقصود منافقان باشد كه فقط با زبان، ايمان را پذيرا شده‏اند، با تهكّم و استهزاء، آنان را به مؤمنان توصيف كرده است، معناى استفهام را مي‏توان توبيخ و انكار و تهكم دانست.4

    ج) اختلاف حالت مخاطبان

    أبوحيان5 در آيه: «ألَمْ تَرَ إلى الّذين خَرَجُوا مِن ديارهم و هم اُلوفٌ حذر الموت6» استفهام را به معنى تقرير مي‏داند، اين در حالتى است كه مخاطب قبل از نزول آيه، اين داستان را مي‏دانسته و اگر اين داستان را نمي‏دانسته است، معنى تنبيه تعجّب دارد.

    د) اختلاف در مقدّر

    اين درصورتى است كه در عبارت استفهام، حذفى صورت گرفته باشد، مانند: «و كَمْ أهلكنا قبلهم مِنْ قرنٍ هم أشدُّ مِنهم بَطْشا فنقَّبوا فى البلاد هل من محيصٍ»7 نظر ابوحيان8 اين است كه اگر قبل از «هل» فعل «يقولون» را در تقدير بگيريم، استفهام معنى تمنّى دارد، و اگر فعل «يقولون» را در تقدير نگيريم، استفهام به معنى نفى و تقرير است.

    ه·· ) اختلاف در قرائت

    به عنوان مثال در آيه: «اِذ قال الحواريّون يا عيسى بن مريم هل يستطيع ربُّك أن ينزّل علينا مائدة‏من السماء9» در صورتى كه آيه به صورت فوق قرائت شود، استفهام به معنى تمنى يا مبالغه در تقاضا است.10

    كسائى آيه را به صورت «هلْ تستطيع ربَّكَ» خوانده است.11 كه معنى آن مي‏شود: « آيا مي‏توانى از پروردگارت سؤال كنى؟» كه در اين صورت، استفهام حقيقى است.

    و ) تغيير در مكان وقف

    در آيه: «يسئلونك عن السّاعة أيّان مرساها فيم أنتَ من ذِكْراها»12 اگر وقف به هر حال اسلوب استفهام در بيان عواطف و حالات و انفعالات درونى انسان، و رساندن معناى بسيار با لفظى اندك و دعوت مخاطب به راه صحيح با لطيف‏ترين حالت، از ساير اساليب انشا قويتر مي‏باشد.

    بر روى كلمه «مُرساها» باشد يعنى «فيمَ»

    به جمله بعدش وصل شود، استفهام به معنى نفى است؛ يعنى «لست من ذكرها فى شي‏ء». و اگر روى كلمه «فيمَ» وقف شود به معنى «فيم سؤالهم» است كه در اين صورت استفهام به معنى انكار و توبيخ است؛ و جمله «أنت من ذكراها» جمله مستأنفه مي‏باشد كه معنى خبرى مي‏دهد.1

    خلاصه كلام اين است كه مهم‏ترين عامل در اغراض بلاغى استفهام، همان وجود قرينه‏هاى مختلف و سياق كلام است؛ لذا ما اغراض استفهام را بخوبى نمي‏توانيم روشن كنيم مگر اينكه «قائل» و «مقول له» و حالات حاكم بر آنها را بدقت بررسى و قرينه‏هاى لفظى و معنوى موجود كه در كلام را شناسايى كنيم. نقش اين قرينه‏ها در رساندن و فهم معانى استفهام گاهى پيشتر از خود ادوات استفهام است؛ به مواردى چند از اين قرينه‏ها اشاره مي‏كنيم:

    1ـ گاهى در جمله استفهامى كلمه‏اى وجود دارد، كه راهنماى ما به سوى معنى استفهام مي‏شود. در آيه: «أهذا الّذى يذكر آلهتكمْ2» معناى «تحقيري» كه از اسم اشاره به دست مي‏آيد، بيشتر از دلالت همزه بر آن است و در آيه: «كيف تكفرون باللّه و كنتم أمواتا فاحياكمْ3» معناى انكار و تعجب و توبيخ از جمله حاليه «وكنتم أمواتا» استنباط مي‏شود.

    2ـ گاهى ذكر جمله و يا عبارتى بعد از جمله استفهام، معنى جمله استفهامى را روشن مي‏سازد؛ چنانكه در آيه «قالت يا ويلتا أَأَلِدُ و أنا عجوزٌ و هذا بعلى شيخا؟ إِنّ هذا لشي‏ءٌ عجيبٌ4» جمله «انّ هذا لشي‏ءٌ عجيبٌ» معناى تعجب را كه به وسيله استفهام در جمله قبل آمده است، واضح مي‏سازد؛ همينطور در آيه «أجعل الالهة الها واحدا؟ انّ هذا لشي‏ءٌ عُجاب5» و در آيه «أفمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا؟ لا يستوون6»

    جمله «لا يستوون» نفى مشابهتى را كه استفهام به واسطه همزه در بردارد، بيشتر مشخص مي‏كند. و در آيه «أيعدُكم أنّكم اذا متُّم و كنتم ترابا و عظاما أنّكم مخرجون؟ هيهات هيهات لما توعدون7» عبارت «هَيْهاتَ» معنى استبعادى را كه به واسطه استفهام در جمله قبل وجود دارد، روشن مي‏سازد.

    3ـ گاهى عبارت يا جمله‏اى قبل از استفهام و بعد از آن واقع شده است، كه روشن كننده معنى استفهام مي‏باشد، چنانكه در آيه «بَلْ عجبوا أن جاءهم منذرٌ منهم فقال الكافرون هذا شي‏ءٌ عجيبٌ.ءإذا متنا و كنّا ترابا؟ ذلك رجعٌ بعيدٌ8» عبارت «هذا شيٌ عجيبٌ» روشن كننده معنى تعجبى است كه استفهام بعدش دلالت بر آن دارد. و همچنين عبارت «ذلك رجع بعيدٌ» معناى استبعادى را كه استفهام قبل از آن در بردارد، واضح مي‏كند.

    به هر حال اسلوب استفهام در بيان عواطف و حالات و انفعالات درونى انسان، و رساندن معناى بسيار با لفظى اندك و دعوت مخاطب به راه صحيح با لطيف‏ترين حالت، از ساير اساليب انشا

    قويتر مي‏باشد؛ چنانكه گفته شده:

    «انّ للكلام قمّةً عليّا فى البلاغة و تكون اسلوب الاستفهام محتلاً أعلى مكانٍ فى تلك القمّة.1»

    در اسلوب استفهام متكلم ارتباطش را با مخاطب حفظ مي‏كند و هر دو در مقابل اين استفهام داراى نقش و مسؤوليتى مي‏باشند و با توجه به اينكه حالات نفسانى و غرايز و انگيزه‏هاى انسانى بسيار زياد است، اسلوبى كه بتواند بيانگر اين غرايز و حالات درونى باشد و مجال بر آن تنگ نيايد، اسلوب استفهام است. به هر حال جملات استفهامى مزايايى خاص در دلالت بر معانى بلاغى دارند كه به مواردى از آن اشاره مي‏شود؛ به عنوان مثال:

    جملاتى كه استفهام در آن معنى «تقرير» مي‏دهد از جملات مثبت، بليغ‏تر و در رساندن مقصود، گوياتر است؛ چنانكه در مورد آيه «أليس اللّه بكافٍ عبدَه2» ذكر شده كه حد كفايت به ميزانى از ظهور و تحقق رسيده است كه احدى را ياراى ردّ اين مطلب نيست. يا در ارتباط با آيه «فهل أنتم منتهون3»

    معناى امر توسط «هل» و جمله استفهاميه بعد از آن، از امر صريح، بليغ‏تر است. ابوالبقاء در ارتباط با اين آيه مي‏گويد كه ذكر استفهام به دنبال معايب، در رساندن مقصود، از امرِ صريح، گوياتر است. در اين آيه بعد از ذكر معايب شراب و قمار اين جمله استفهامى مي‏آيد. آمدن «هل» بر سر جمله اسميه‏اى كه خبر مفرد دارد، دلالت بيشترى بر طلب مي‏كند؛ چنانكه ذكر شده است عبارت «فهل أنتم شاكرون» در رساندن طلب شكر، گوياتر از دو عبارت «فهل أنتم تشكرون؟» يا «فهل تشكرون» مي‏باشد؛ زيرا «همزه» جايز است بر سر جمله اسميه و فعليه بيايد؛ درحاليكه «هل» اختصاص به «فعل» دارد و آمدنش بر سر جمله اسميه، طلب را تقويت كرده است. دلالت اساليب استفهام بر نفى، نسبت به نفى صريح مزيت بيشترى دارد. تمنّى به واسطه «هل» نيز نسبت به تمنّى صريح، از مزيّت بيشترى برخوردار است.

    خلاصه اينكه اسلوب استفهام برانگيزنده عواطف و حالات درونى مخاطب است و او را فرا مي‏خواند به اينكه با سؤال كننده در آنچه كه او احساس مي‏كند مشاركت جويد و برانگيزنده عواطف و حالات درونى انسان است. توجه به گوينده، مخاطب، قرينه‏هاى لفظى و معنوى، سياق كلام، كيفيت نزول آيه و شأن نزول آن، كيفيت قرائت و وقف و غيره براى فهم معانى استفهام در آيات قرآنى بسيار ضرورى است. از اين روست كه علماى تفسير و بلاغت، در فهم معانى آيات اختلاف بسيار دارند. و همه اينها خود دليل محكمى است كه فهم كامل قرآن ميسّر نمي‏باشد مگر به واسطه «من خوطب به» و ضرورى است كه قرآن صامت را قرآن ناطق همراهى كند، چنانكه رسول الله صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «فاِنَّهُما لنْ يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض.»

    پاورقيها:

    1) الدمامينى، بدرالدين، تحفة الغريب على مغنى اللبيب، ج 1، ص 21

    2) اساليب الاستفهام فى القرآن،فوده السيد عبدالعظيم، ص 192

    3) اساليب الاستفهام فى القرآن، ص 251

    4) اتحاف فشلاءالبشر بالقراءات الأربع العشر، احمد الدمياطى، القاهرة، عبدالحميد، 1359 ه··، ص 204

    5) الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، محمودبن عمر الزمخشرى، البنان، دارالكتب العلمية، 1415 ه·· .، الطبيعة الاولى، ج 1، ص 691

    6) توبه، 63

    7) اساليب الاستفهام فى القرآن، ص 293

    8) زمر، 36

    9) نازعات، 42 و 43

    10) مائده، 91

    11) عروس الافراح من شروح التلخيص، بهاءالدين السبكى، ص 307

    12) أنبياء، 36

    13) علق، 14

    14) اساليب الاستفهام فى القرآن،فوده السيد عبدالعظيم، ص 192

    15) بقره، 28

    16) صافات، 58 و 59

    17) صف، 2

    18) هود، 72

    19) البحر المحيط، أثير الدين محمدبن يوسف أبوحيـان، ج 7، ص 362

    20) البحر المحيط ، ج 10، ص 261

    21) ص، 5

    22) البحر المحيط ، ج 11، ص 271

    23) بقره، 243

    24) سجده، 18

    25) ق، 36

    26) مؤمنون، 34 و 35

    27) ق، 2و 3

    28) البحر المحيط، پيشين، ج 8، ص 129

    29) مائده، 112

    منابع:

       1. البحر المحيط،أثير الدين محمدبن يوسف ابوحبان،مطبعة السعادة،7،القاهره1328 ه

       2. تحفة الغريب على مغنى اللبيب،الدماميني: بدرالدين1304 ه،ج1

       3. اساليب الاستفهام فى القرآن،فوده السيد عبدالعظيم،نشر الرسائل الجامعية،القاهره1372 ه

       4. عروس الافراح من شروح التلخيص،بهاءالدين السبكى،ج2،القاهرة1342 ه

       5. الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل،محمودبن عمر الزمخشرى،دارالكتب العلمية،1،لبنان1415 ق،ج1

    منبع :نشريه نداى صادق ،شماره  17-18

    سوسن طباطبايى  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد