مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 09 July 2020 - الخميس 18 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 19 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • سرخ‏خوانى ني‏هاى عاشورا  
  • 1391-08-03 18:58:14  
  • تعداد بازدید : 19   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • سرخ‏خوانى ني‏هاى عاشورا

    حامد حجتى

    عاشورا به عنوان تاريخ‏سازترين واقعه حيات بشرى هميشه و همه‏جا مورد توجه عموم مردم به ويژه شيعيان دلسوخته بوده است و الگوپذيرى از اين واقعه در هر زمان و مکان مشهود است، چه از نظر فرهنگى و چه از نظر سياسى اين حادثه چنان شورى در ميان عالم اسلام به وجود آورده است که تا امروز تمام حرکتها وامدار آن ظهر عطش‏خيز هستند. اين حقيقت‏بر همگان روشن است که اين حرکت تاريخى از ابعاد گوناگون قابل بررسى است؛ تاثير عاشورا بر انقلابها، تاثير عاشورا بر رفتارهاى اجتماعي، تاثير عاشورا بر پديده‏هاى فرهنگى و ... در اين ميان يکى از متاثرترين گروههايى که شايد عاشورا و فرهنگ ناب آن باعث جهش سطح کيفى و کمى کارهاى آنان شد «هنرمندان‏» بودند. اهل هنر با اين پديده به عنوان يک سوژه‏اى که هيچ‏گاه کهنه نمي‏شود برخورد مي‏کنند. اين تاثيرپذيرى بخصوص در بعضى شاخه‏هاى هنر ايرانى آنقدر گسترده است که بيان و بررسى آن مجالي فراتر از اين چند خط مي‏خواهد. اما با يک نگاه گذرا بايد اين مطلب را به ذهن سپرد که مثلا تعزيه‏خوانى از نوع هنرهاي نمايشى است که روز به روز در بين روشنفکران غربى به عنوان يک نمايش بومى و اصيل جاى خود رابيشتر باز مي‏کند و از طرفى تمام مراد آن بيان مصائب و وقايع روز عاشوراست. تعزيه‏خوانى اگر چه در حال حاضر به دليل روزمرگى از رونق افتاده است اما آنقدر در زندگى مردم ايران جاري بوده است که براى هر روز از 365 روز سال تعزيه و مصيبت داشتند به هر حال پرداختن به اين مقوله بسيار دقيق و در عين حال شيرين است که به نوشته‏هاى بعد موکول مي‏کنيم (ان‏شاءالله).

    از سويي تاثير جارى عاشورا بر زلال ذهن‏هاى شاعران دلسوخته منظومه‏هايى را آفريده است که بي‏شک ماندگارترين ابيات شاعران پارسى از اين دست‏شعرها هستند. شعر با چشم‏داشت‏به اين واقعه عظيم و آن شور شيعى که همراه شعور علوي آميزه‏اى از عشق و عرفان را به وجود آورده به سرودن ابياتى نايل آمدند که تا ابد تاريخ از آن بيتهاى جوشان سيراب مي‏شود.

    دوم

    شعر مذهبي ايران که از افتخارات ادبى ايران در سراسر جهان است از همان سالهاى آغازين رشد و بالندگى ادبيات به چشم مي‏خورد، اين روند ادامه مي‏يابد تا با دوازده بند محتشم کاشانى به اوج خود مي‏رسد. محتشم که شالوده قرنهاى شعر و شعور است‏با کمک از خود صاحبان عاشورا و با مطالعه آثار شاعران پيش دست‏به سرودن شعرى مي‏زند که چنان شور در ابيات آن نهفته است که تا امروز هنوز حرارت آن بر در و ديوار مجالس عزاى ما ديده مي‏شود.

    بايد به آنان که اعتقاد دارند نوحه، روضه و در مجموع شعر مذهبى جزء ادبيات ما نيستند و معتقدند نوحه‏سرايى يک مقوله کوچه‏بازاري است، گوشزد کرد که ادبيات ايران فقط در تغزلهاى عارفانه حافظ، زيباى کلام بيدل، استقامت‏خاقانى و ريزبينى صائب و مولانا و ... خلاصه نمي‏شود. نوحه‏گرى و مصيبت‏سرايى يکى از آفاق روشن ادبيات ماست و به هيچ وجه نمي‏توان آن را از ذهن مردم پاک کرد. در اين که بعضى نوحه‏ها ضعيف و يا قوى هستند هيچ شکى نيست همانطور که در شعر کلاسيک، نو، سپيد و ... هم همينطور است.

    شعر انقلاب با جهشى عظيم به سوى ايده‏آل مخصوصا در شعر جنگ شاعران جوان را که تا آن زمان حلاوت ناب اسلام محمدى را کاملا نچشيده بودند بر آن داشت تا شعر مذهبى همپاى شعر جنگ پيش برود و امروز واژه باران غزلها، مثنوي، دوبيتي‏ها و رباعي‏هايي باشيم که جز از روح صيقل‏خورده و شفاف شاعران انقلاب از کسى بر نمي‏آيد.

    سوم

    حرکت انقلاب اسلامى و پيروزى آفتاب بر شب منشا تحولات عظيم و شگرفى شد. گروهى از جوانان ادب دوست و مخلص که مي‏ديدند در سطح کشور با هر نيتى شب شعر بر پا مي‏شود روح مذهبي، شيعى و بي‏قرارشان بر آن شد تا با برپايى شب شعرى مذهبى اقدام تازه‏اى را در سطح جامعه آغاز کنند.

    اولين «شب شعر عاشورا» سال 65 در شهر شعر، شيراز را آسمانى کرد. از همان سالهاى ابتدايى آغاز کار اين حرکت عميق با اقبال و استقبال عمومى روبرو شد. سه سال اول اين شب شعر به موضوع عام عاشورا اختصاص داشت و از سال چهارم تا اکنون به موضوعهايى چون حضرت زينب، حضرت عباس، حضرت علي‏اکبر، حضرت علي‏اصغر، جون، مسلم، حبيب بن‏مظاهر و ... اختصاص يافته است.

    اين نويد را نيز به عاشقان ثارالله و وارثان ولايت آل‏الله مي‏دهيم که امسال نيز اين شب شعر با موضوع امام حسن پايه‏گذار قيام عاشورا در شهر شيراز برگزار مي‏شود.

     

    بي‏حساب نيست که اگر خود را به جارى اشعار اين شب شعرها بزنيم شعرهايى که بوى خون خدا از آن به مشام مي‏رسد (اين شعرها را از مجموعه‏هايى که همين شب شعر چاپ کرده است انتخاب نموده‏ايم)

    نماز ره عشق

     

    چشمم از اشک پر و مشک من از آب تهى است جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهى است گفتم از اشک کنم آتش دل را خاموش پر ز خوناب بود چشم من از آب تهى است بر روى اسب قيامم، به روى خاک سجود اين نماز ره عشق است ز آداب تهي است ...

     

    دست و مشک و علمي، لازمه هر سقاست دست تو ز اين همه اسباب تهى است مشک هم اشک به بي‏دستى من‏مي‏ريزد بي‏سبب نيست اگر مشک من ازآب‏تهي‏است...

     

    سيد شهاب‏الدين موسوي

     

    آن نخل به خون تپيده را مي‏بوسيد آن مشک ز هم دريده را مي‏بوسيد خورشيد کنار علقه خم شده بود دستان ز تن بريده را مي‏بوسيد

     

    محمدرضا سهرابي‏نژاد

     

    بغضى شکست اشکى از آتش فرو چکيد آتش نه آه ... خون سياوش فرو چکيد ظهر وداع بود و عرق زير چهره‏ها ظهر گلو بريدن احساس سهره‏ها ظهرى که آب بر سپر عشق بسته بود ظهرى که چشم علقمه در خون نشسته بود اين شعر نيست جوشش يک باور است و بس اين موج، موج خون علي‏اکبر است و بس اکبر هزار چلچله آواز عاشقى است اکبر هنوز زخم سرآغاز عاشقى است

     

    نادر بختياري

     

    هلال روشن‏تر از متن سپيده صبورى اين چنين را کس نديده چه کرد آن لحظه لرزيدن عرش لبانت روى رگهاى بريده

     

    يدالله گودرزي

     

    سر نى در نينوا مي‏ماند اگر زينب نبود کربلا در کربلا مي‏ماند اگر زينب نبود چهره سرخ حقيقت‏بعد از آن طوفان رنگ پشت ابرى از ريا مي‏ماند اگر زينب نبود چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان در کوير تفته جامى ماند اگر زينب نبود زخمه زخمي‏ترين فرياد در چنگ سکوت از طرازنغمه وا مي‏ماند اگر زينب نبود ذوالجناح دادخواهى بي‏سوار و بي‏لگام در بيابانها رها مي‏ماند اگر زينب نبود در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب پشت کوى فتنه‏ها مي‏ماند اگر زينب نبود

     

    قادر طهماسبي (فريد)

     

    چو حرف از غربت ديرينه مي‏زد نگاهم شعله در آيينه مي‏زد غريبانه دل من نوحه مي‏خواند دو دسته اشک نم نم سينه مي‏زد

     

    صادق رحماني

    از شبنم اشک گونه‏هامان تر بود تشييع جنازه گلى پرپر بود از منبر دستها چو بالا مي‏رفت در صحن حسينيه دل محشر بود

    عليرضا قزوه

    پنجم

     

    از اينکه سعادت يافتيم گزارشى هر چند ناگويا از ده دوره گذشته شب شعر عاشورا تقديمتان کنيم خدا را شاکريم و دستان دعاي خويش را به بارگاه خداى حسين دراز مي‏کنيم تا ما را نيز بپذيرد و به اين جمع عاشقانه رهنمون شود.

    اين حرکت‏سازنده و عميق را مي‏ستاييم و تمام قطرات اشکمان را که در محرم ه ساحت‏شرجى اباعبدالله تقديم کرده‏ايم به عزيزان شب شعر عاشورا مي‏بخشيم.

     

    سرخ‏خواني‏تان مستدام

    منبع :کوثر ، تير 1376، شماره 4

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد