مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • شب هاى بيدارى  
  • 1391-08-04 8:36:54  
  • تعداد بازدید : 14   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • شب هاى بيدارى

    نويسنده:رضوان عبداللهى

    بحثى در معناى رمضان و منزلت قدر

    دوباره حلاوت وصل روح پاك عاشقى رسيد؛ يعنى تبلور «و نفخت فيه من روحى» در كالبد خاكى. رمضان؛ يعنى گشودن سجاده بندگى در خراب آباد فراق و هجران و يافتن نداى ملكوتى «ادعونى استجب لكم». رمضان؛ يعنى پس از دويدن در سراب ها و يافتن تباهى ها؛ رسيدن به حلقه مفقود مدار مهربانى و يافتن انعكاس نداى مستجاب شده ما به سوى ما. دوباره با كوله بارى از نياز آمده ام كه جرعه اى از آغوش گرم مناجاتت را به دل ناآرامم بچشانى و تصوير شيرينى مقام وصال را به كام افكار و اعمالم نشان دهى. من آمده ام تا ميهمان لحظه هاى سبز بى خويشتن شوم. مطلبى كه از پى مى آيد نگاهى دارد به اين ماه پربركت و بزرگداشت آن از ديدگاه آيات و روايات. با هم مى خوانيم:

    آن شب را قدر گويند از اين رو كه انسانها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. گروهى گفته اند:

    شب قدر است چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلندمرتبه و گرامى، براى امتى بلندپايه نازل شده است .

    رمضان اسمى از اسماء الهى است مانند ساير اسماء خداوند. پس نبايد به تنهايى ذكر شود و بايد گفت ماه رمضان آمد، هشام بن سالم نقل مى كند كه با هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر(عليه السّلام) بوديم. سخن از ماه رمضان گفته شد، امام فرمودند: نگوييد اين است رمضان و نگوييد رمضان رفت و آمد، زيرا رمضان نامى از اسماءالله است كه نمى رود و نمى آيد كه شيء زائل و نابودشدنى مى رود و مى آيد، بلكه بگوييد ماه رمضان. پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله است و ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است. همچنان كه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است و از حضرت على بن ابى طالب(عليه السلام) روايت شده كه فرمودند: «لاتقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لاتدرون ما رمضان» نگوييد رمضان بلكه بگوييد: ماه رمضان. شما به راستى نمى دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

    با چنين احوالى نخستين گام در اين مسير شناسايى ماه مبارك رمضان است. شناختى برگرفته از آنچه كه كتاب خدا و پيشوايان راستين الهى به انسان ارائه كرده اند.

    بدين ترتيب انسان مؤمن پس از انجام هر كارى، در پى شناخت آن است آن گونه كه امام زين العابدين(عليه السّلام) اين آگاهى را از پروردگارش طلب مى كند:

    «اللهم صل على محمد و آل محمد و الهمنا معرفه فضله و اجلال حرمته...» خدايا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضيلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

    براى شناخت يك پديده مى توان از طريق اوصاف و ويژگى آن به شناخت آن نايل آمد و براى شناخت رمضان چه راهى بهتر از كلام خداوند و پيشوايان دين.

    از جمله اوصاف و اسامى ماه رمضان كه در آيات و روايات ذكر شده است؛ يكى از اوصاف ماه رمضان كه در برخى ادعيه به آن اشاره شده است، صفت «مبارك» است. رسول خدا(صلّى الله عليه و آله و سلّم) فرمود:

    «ماه رمضان به سوى شما آمد، ماه مبارك، ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...»

    امام على(عليه السّلام) فرمودند: روزى رسول خدا(صلّى الله عليه و آله و سلّم) چنين فرمودند: مردم؛ ماه خدا همراه با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است...

    علماى لغت واژه «بركت» را به فزونى و رشد همراه با ثبات و دوام معنى كرده اند. در كتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: «معنى بركت فراوانى در هر چيز خير است» . راغب اصفهانى نيز آن را به معناى ثبوت و استقرار خير الهى در چيزى مى داند. بركه «چيزى شبيه حوض» به جايى كه آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد گفته مى شود. بنابراين آنچه كه در آن خير فراوان و نفع و فايده بسيار، ثبات و قرار داشته و از آن صادر گردد، «مبارك» ناميده مى شود. بدين ترتيب عنوان «با بركت» و «مبارك» در آيات قرآن كريم، در اين موارد به كار رفته است:

    ۱) ذات اقدس الهى كه خير محض و بركت ناب است. «تبارك الله رب العالمين» (اعراف ۵۴)

    «فتبارك الله احسن الخالقين» (مؤمنون/ ۱۴) و «تبارك الذى نزل الفرقان على عبده...» (فرقان /۱)

    ۲) قرآن كريم؛«وهذا كتاب انزلناه مبارك»(انعام /۹۲) و«و هذا كتاب انزلنا مبارك فاتبعوا..»(انعام /۱۵۵)

    ۳) خانه خدا (كعبه)؛« ان اول بيت وضع للناس للذى ببكه مباركاً و هدى للعالمين »

    ۴) مسجدالاقصى؛«... الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله...»

    ۵) شب قدر؛« انا انزلناه فى ليله مباركه... »

    ۶) پيامبران الهى؛« وجلنى مباركا اينما كنت... «،» و باركنا عليه و على اسحاق...»

    ۷) باران؛« ونزلنا من السماء ماء مباركاً... »

    پيامبر عظيم الشأن اسلام مى فرمايند:«صوموا تصحوا»؛ روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد.

    حضرت امير در خطبه اى مى فرمايند:« از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا و از زيان ستمگرى در آخرت... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب براى آرام ماندن دست و پا و اندام (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان و زبونى دلهاشان و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى و چسبانيدن اعضاى شريفه را بر زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت به پيشگاه باعظمتش» و در روزه رسيدن شكم ها به پشت ها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه اش سازندگى و تزكيه و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است و از چيزهايى است كه مى تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند و مخصوصاً درس مقاومت و مبارزه را عملاً ياد آدمى دهد، مخصوصاً روزه كه از امتيازات به خصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ واگذار شده است.»

    هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع، حضرت جعفربن محمد(عليه السّلام) از علت و فلسفه روزه مى پرسد، امام مى فرمايند:

    «به راستى خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن بين اغنياء و فقرا مساوات و برابرى به وجود آيد و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده اند، به فقرا ترحم نمايند زيرا اغنياء هرگاه خوردنى و آشاميدنى را اراده كرده اند برايشان ميسر بوده است.»

    پس خداوند متعال «روزه را واجب كرد تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد و ثروتمندان عالم، جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفا رقت آورند و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند.

    ماه رمضان و شب قدر

    اما عامل ديگرى كه موجب بركت ماه رمضان گرديد شب قدر است. «ليلة القدر»شبى است كه قرآن در آن نازل شده است و ظاهراً مراد از قدر، تقدير و اندازه گيرى است؛ چرا كه خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال بنده خود را رقم مى زند و زندگى و مرگ، رزق و سعادت، شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى سازد. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسانها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. از حضرت امام رضا(عليه السّلام) روايت شده كه: اين شب را ليله القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مى شود. امام صادق(عليه السّلام)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند: «اى ابومحمد، در شب قدر، حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزى ها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد؛ پس آن را در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه جست وجو كن. البته اين كه خداوند بر پايه حكمت و مصلحت، تقدير امور مى فرمايد، به شايستگى و ظرفيت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.»

    مرحوم طبرسى گويد: از آن رو اين شب را، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شأنى عظيم است مثل اين كه گويند مرد داراى قدر يعنى داراى شرف و منزلت است چنان كه در قرآن آمده است:

    «و ما قدر الله حق قدره» يعنى عظمت و شأن خدا را آن گونه كه بايد به جا نياورند. ابوبكر وراق گويد: آن شب را قدر گويند از اين رو كه انسانها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. گروهى گفته اند: شب قدر است چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلندمرتبه و گرامى، براى امتى بلندپايه نازل شده است. از ديگر معانى «قدر» ضيق و تنگى است. اين شب را از آن رو قدر گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن (شب) مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند.

    محمدبن مسلم از امام باقر(عليه السّلام) از علامت ليله القدر پرسيد. امام(عليه السّلام) فرمودند: علامت ليله القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى شود، اگر در سرماى زمستان باشد گرم و ملايم مى گردد و اگر ليله القدر در گرماى تابستان باشد خنك و معتدل و نيكو است.

    امام موسى كاظم(عليه السّلام) در همين باره مى فرمايند: «خدايا مى خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا رحمتت را مى خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند، گفت: خداوندا جواز گذشتن از صراط را از تو مى خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه اى بدهد. گفت خداوندا از درختان بهشت و از ميوه هايش مى خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد، گفت: خداوندا رهايى از جهنم را مى خواهم، فرمود:

    آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند، گفت: خداوندا خشنودى تو را مى خواهم، فرمود:

    خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگزارد».

    حضرت على(عليه السّلام) فرمود:

    فاطمه(سلام الله عليها) نمى گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود، به آنان غذاى كم مى داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى شد و مى فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم شود.

    قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند. برخى هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذناپذير است. حقيقت شب قدر از نوع حقايق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين گونه است.

    منبع: پايگاه باشگاه انديشه

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد