مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 30 May 2020 - السبت 07 شوال 1441 - شنبه 10 3 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • سينما و تجربه عاشورايى  
  • 1391-08-04 8:41:56  
  • تعداد بازدید : 14   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • سينما و تجربه عاشورايى

     نويسنده:احمد مير احسان

    عليرغم نقش شگفت انگيز عاشورا در روشن کردن موتور انقلاب اسلامي، هنوز بازخوانى نو و شايسته‏اى از اين واقعه که به آفرينش سينمايى فراموش نشدنى منتهى شده باشد پديد نيامده است... چرا؟ جهان مدرن، به بنيادهاى سنتى ، الهي گذشته باور ندارد.

    براي عصر جديد گذشته، گذشته است و فهم و درک سنتي، برداشتى ناراست از علل واقعى و بيانگر اعتقادات متافيزيکى ارائه مي‏دهد که خرافه‏اى بيش به شمار نمي‏آيد. با اين وصف، مدرنيته، به بازخوانى رويدادهاى گذشته و تفسير مجدد آن براساس قواره تفکر مدرن علاقمند است. جهان مدرن، هم جهان اسطوره‏اى و هم جهان دينى را طورى باز کاوي مي‏کند که از دل ادراک اسطوره‏اى و دينى که آنها را هم ارز مي‏داند، استنباط جديد خود را باز آفرينى نمايد و بر پندارهاى کهنه فائق آيد. نگاه مدرن، براى همين رويدادهاى دينى در ادامه رويدادهاي اسطوره‏اي، تأديلهايى ماورايى و خيالى مي‏يابد. انسان معاصر بايد با تفکر علمى به فهم مناسبات و علل آن دست يابد و ما از ياد نمي‏بريم که سينما معتبرترين هنر مدرن تکنولوژيک است.

    اما انقلاب اسلامى اين منظر را باور نداشته و بر عکس معتقد است که عصر جديد در مفاهيم اصيل و سيماهاى چند جانبه و موجوديت جامع انسان اغتشاش ايجاد کرده و مجدداً بايد مفاهيم اصيل را احيا کرد و غبار غفلت و فراموشى را از هستي‏هاى اصلي، باطنى و حقيقى زدود. احياى حقيقت وحي، هستى باطني، روح جاري در ژرفاى موجوديت جسماني، جهان روحى و هستي‏هاي فرا مادي، احياى معرفت‏هاى ماورايي، خدا باوري، شهود و غيب، و ماجراها و تجربه قدسى و مفهوم انسان اهل معرفت و باطن، هستى معصومانه انسان کامل، آزمون الهي، جهش فرا عقلى / فرا اخلاقى اولياى خدا و... رويدادهاي فرهنگى / اعتقادى انقلاب دينى ايران بوده است. در آميختن مباحث عرفان و اجتماع و رواج عرفان اجتماعي، فرهنگ بيدارى نسبت به تلاش عارفانه رهبران را زنده کرده است. به ويژه اهميت رويدادهاى صدر اسلام که داراى مشخصه معرفت درون نگر و برون نگر، آميزه عرفان قرآنى و علل سياسى / اجتماعى بوده‏اند، در انقلاب ايران قدر و ارجى روز افزون يافتند و مي‏توان گفت تجربه‏هايى مقدس نظير عاشورا يا حکومت امام على (ع) از منظر مبارزه عليه ظلم حاکم و يا تجربه تحقق عدل و قسط آرماني، چراغ فروزان روزهاى مبارزه و وعده و تصور حکومت موعود محسوب شدند، هنوز اين فرهنگ با همان قدرت زنده است و عليه تفسير خدا ناباورانه مدرن مقاومت مي‏کند؛ در واقع معرفت درونى را در چالش با جاهليت مدرن نسبت به ناآگاهى از غيب مي‏بيند.

    بينش وحداني، ادراک منسجم حيات والا، احساس واقعيت مبرهن سلطه و مشيت، حضور الهي، احساس تيّمن، صلح و صفا در محضر الهي، حس قدس و الوهى در عمل اجتماعى ـ سياسى و بيان ناپذيرى تجربه ژرف روحى از يک سو و باور به آگاهي ديگر و نداى الهى و پاسخ به آن تا سر حد قربانى کردن هر چيز و همه چيز خود در راه تنها معشوق حقيقى و عمل به تکليف از سوى ديگر،... ويژگي‏هاى تجربه عاشورايى در انقلاب اسلامى است که به گفته بنيانگذار و رهبر بلا منازع انقلاب، سر چشمه همه پيروزي‏ها، عاشورا بوده است، زيرا اين تجربه درست آنجا شکل مي‏گيرد که شکست بي معنا مي‏شود و به محض پاسخ به سروش الهى و حرکت در مسير حقيقت متعال، پيروزى تحقق مي‏يابد و نيروهاى انقلاب دينى طى سالهاى زندان و تبعيد، و سپس همه مردم در ماههاى حرکت ميليوني بارها و بارها، با تمسک به تجربه حسين و على (عليهما السلام) و گفتن «نه» به ستمگر ظالم تا سر حد ريختن خون خود و فرزندانشان، انقلاب را پيش بردند. در اينجا تنها امکان سقوط و ناکامي، از کف رفتن باور قلبى و جدايى از راه ايمانى بى چشمداشت است.

    اکنون آشکار است شهادت که به معنى گواهى است، چرا مرگ ناپذيري است، نه مرگ پذيرى و چرا خون شهيد، عيناً آگاهى است و چگونه بر سلاح پيروز مي‏شود و چرا شهيدان نزد خداوند روزى دارند و به چه دليل در انقلاب و جنگ عراق عليه ايران، اين فرهنگ و عرفان سياسي، تنها ابزار معتبر فرهنگى حسين و على (ع)، تنها الگو يا مهم‏ترين الگوى عمل مؤمنانه و پيروزمند شمرده شده است. آيا سينما هم پاى اين تفسير، توانسته است نقش بسيج کننده‏اي در بازخوانى تازه شهادت داشته باشد؟

    سينما در برابر موتور محرک اصلى انقلاب اسلامي، يعني پديده عاشورا، چه عکس العملى داشت؟ اين پرسش اصلى ماست.

    اولاً نه از منظر دينى و نه از منظر مدرن، يعنى نه از زاويه ديد باور به حقيقت باطنى و ماورايي عاشورا و نه از آن زاويه که اين حماسه در تفسير مدرن، تفسيرى اسطوره‏اى يافته باشد. پيش از انقلاب هم اثر مهمى از عاشورا در سينما نمي‏يابيم. شايد بدان دليل که به عکس غرب، سينما در ايران از ذخيره آيين و داستان‏هاى مذهبي، به عنوان روايت اصلى فيلمنامه و تراژدى سود نجست و از آغاز در راهى گام نهاد که بينش مذهبى آن را ترويج ابتذال و فساد، و فروش عريانى و حرام کارى ارزيابى مي‏کرد و تحريمش مي‏نمود، پس روايت عاشورا در سينما در سال 57 هيچ پشتوانه‏اى ندارد.

    اما بعد از انقلاب، پس از آنکه امام خمينى (در مصاحبه با گاردين و اشپيگل)، رسماً اعلام کردند که قرار نيست سينما در ايران تعطيل شود و تنها جلوى رواج فساد و فحشا در فيلم‏ها گرفته خواهد شد، به اَشکال گوناگون، تأثير جلوه‏هايى از عاشورا در فيلم‏هاى سينماى ايران اندک اندک پديدار گشت؛ به ويژه جنگ عراق عليه ايران، عرصه بسيار مناسب رواج فرهنگ عاشورايى بود که سرودهاى آهنگران، کويتى پور و... از يک سو و فيلم‏هاى مستند روايت فتح شهيد آويني از سوى ديگر، آن را تبليغ مي‏نمود و به درون فيلم‏هاى سينمايى سر ريز مي‏کرد.

    در اين روايت شهادت، مرگ‏طلبى يا خشونت نبود؛ پذيرش قربانى شدن به سود حقيقت بود.

     

    در آغاز بازتاب مستقيم و سپس طنين تلويحى و هنرمندانه‏تر رويداد عاشورا در آثار سينمايى پديدار شد، اما هرگز احضار عاشورا به زمان حال و پيگيرى تراژدى نداي حسين و صداى يزيد در متن زندگى و شخصيت‏هاى معمولى امروز که هر يک تجربه‏اى از حسينيت و يزيديت و ظالمى و مظلومى را با هم تجربه مي‏کنند، در روايتى نو از عاشورا در سينماى ايران، تحقق نيافته است و بازخواني تراژيک تازه‏اى از عاشورا، هنوز آرزويى برآورده نشده است.

    به هر رو، در فيلم‏هاى پس از انقلاب، عاشورا و اشاره به حسين بن على (ع) به گونه‏هاى مختلف، در فيلم‏ها مطرح گشت؛ از سطحي‏ترين جلوه تا صورتهاى بالنسبه ژرف کاوتر:

    1. به صورت شعارى و اشاره مستقيم در ديالوگ‏ها، در آثار عامه‏پسند و حتى مبتذل سالهاى نخست انقلاب که با سوء استفاده از مذهب و کلام مذهبى رنگ و رويى دينى به خود مي‏دادند. ذکر و ياد شهيد مظلوم کربلا در صورت يک سوگند، يک جمله و يک اشاره در فيلم‏هايى نظير فرياد مجاهد (معدنيان)، شجاعان ايستاده مي‏ميرند (کسايي) خوشبارش (قويدل)، برزخي‏ها (قادري) مرز (حيدري) و... کم و بيش وجود داشت و از جنس همان سوگندهايى بود که پيشتر در آثار يا سمي، ملک مطيعى و فردين وجود داشت و دهانشان را پس از مست کردن آب مي‏کشيدند و...

    2. همين الگو در فيلم‏هاى ژانر تابع آثار هاليوودى از جنگ پديدار شد. اما اين بار خود فضاى جنگ اين اشارات را حتى در فيلم‏هاى جمعى و عاميانه که کوچک‏ترين ربطى به فضاى واقعى جبهه‏ها نداشت، تقويت نمود. يک فرياد «يا حسين» يا «يا ابوالفضل» در هر لحظه از يورش يا شکستن خط محاصره يا گير افتادن در ميدان مين، چاشنى بسيارى از فيلم‏ها نظير «عبور از ميدان مين» (طاهري)، «بازداشتگاه» (شکوة) و... بود.

    3. آثار ايدئولوژيک که داراى يک شالوده باورمند دينى بودند، به گونه عميق‏ترى از ماجراى عاشورا، چه در آثار جنگى و چه در روايت مستقيم حادثه کربلا سود جسته‏اند:

    الف. روايت مستقيم عاشورا با سفير (فريبرز صالح) آغاز شد که فيلم قابل تأملى بود و به روايت داستان «قيس ابن مسهر» نماينده امام حسين عليه السلام در سفر به کوفه و دستگيرى و شهادتش، مي‏پرداخت.

    «روز واقعه» اسدى که فيلمنامه آن را بيضايى نوشته بود، خود اثرى شايسته تفسير و نمونه ديگرى از رويش يک فضايى دراماتيک درباره ماجراى عاشوراست.

    ب. آثارى که در متن روايت جنگ، با نگرشى سالم‏تر از آثار مبتذل، از احساسات و فرهنگ سنتى مردم در ارتباط با رويداد عاشورا سود جسته‏اند هم بسيارند.

    حسن کاربخش، سلحشور، باکيده، ملاقلي‏پور، شورجه، حاجى ميري، حاتمى کيا، آويني، بَحرانى و... در آثارى چون نينوا، پرچمدار، ديده‏بان، ديار عاشقان، شب دهم، روايت فتح و... از مفهوم عاشورا سود جسته‏اند.

    در شب دهم محرم، عزاداران حسينى با مأموران ارتش درگير مي‏شوند. ارتشي‏ها مدافع چند مرد مست آمريکايي هستند که حرمت آيين مسلمانان را نگاه نداشته‏اند. عزيز از مهلکه عزاداران مي‏گريزد و همسرش را تنها مي‏گذارد و اکنون سالهاست سرکوفته و حقارت آلوده آن شب است.

    فرزندش طبق ارزشهاى برادر همسرش تربيت مي‏شود که سر دسته عزاداران حسينى بوده است، پسر به جبهه جنگ مي‏رود و عزيز به دنبال او روانه جبهه‏ها مي‏شود. موج انفجار او را مي‏گيرد. تأثير جبهه بر او، فراموشى گذشته درک متفاوت از وضع خود است و... .

    چنين تم‏هايى بى آنکه در آنها به شخصيت‏پردازى و افق‏هاى زيبايى شناسانه ارزشمندى توجه شود، نشان مي‏دهند که قرينه‏پردازى بين دفاع مقدس و واقعه کربلا چه جايگاه مهمى در ميان فيلمسازان مبلغ آرمان‏هاي انقلاب اسلامى داشته است.

    البته شب دهم بعدها نام سريالى شد که به وسيله فتحى نوشته و کارگردانى شده بود و آميزش دراماتيکى از مراسم عزادارى دهه محرم و رويدادهاى داستانى زمان رضاخان به وجود آورده بود.

    بي ترديد، در ميان همه آثار سينمايى بلند، «روز واقعه» جايگاه ممتازى دارد و در کنار آن انبوه فيلم‏هاى مستند، چون کاروان را بايد نام برد و يا آثار داستانى کوتاه و مستند که نمونه‏هايى فراموش نشدنى از پيش از انقلاب بر جاي مانده است؛ نظير نخل، اربعين و انواع مستند از آيين‏هاى عاشوراى سراسر ايران .

    اربعين و انواع مستند از آيين‏هاى عاشورا در سراسر ايران، داراى حيثيتى انديشگون است که غالبا در سينماى بلند ايران تکرار نشده و روايت کربلا در سطحى عمومى و حتى عاميانه در فيلم‏ها تکرار شده است. مي‏توان روز واقعه را يک استثناء بشمار آورد که فيلمى لايه دار محسوب مي‏شود و با همذات پنداري مسيح (ع) و حسين (ع)، در محيطى از عربيت جاهلى که خود فرزند پيامبر خويش را ذبح مي‏کنند يا بى اعتنا به پايکوبى و جشن و بي‏خبرى مشغول‏اند، يک «غريبه»، يک مسيحى جوان (شجاع نوري)، نداى درخواست يارى را مي‏شنود و بدان لبيک مي‏گويد. ساختار فيلم، ساده، مؤثر و باورکردنى است، اما اين روايت در قالب همان داستان‏پردازى کلاسيک اتفاق مي‏افتد.

    اما تعزيه کيا رستمى از جنس ديگرى است. يکسر روايت امروزى تعزيه و اثرى پست مدرن است. خلاقيت، قرائت نو و يک ساختار چند وجهى تئاتر / شبيه خوانى / سينما بدان ويژگى خاصى داده است. يک تکيه دولت واقعى در ايتاليا با هزينه زياد براي اين نمايش بر پا شد و کار او در اروپا سر و صداى زيادي به پا کرد، زيرا تعزيه کيارستمى حاوى يک نگاه و فرم يکتا و بسيار عميق در روايت واقعى بوده است که عناصر ناهمزمان در اين کار همزمان شده‏اند، در حالى که تماشاگران ايتاليايى گرداگرد نشسته و سرگرم تماشاي تعزيه واقعى خوانسار، در دايره وسط صحنه بودند، در ديواره محل نمايش، تصاويرى از زنان ايرانى را پخش مي‏کردند که با باورى بهت‏انگيز و مستند، به صحنه چشم دوخته‏اند، آنچنان کلوز آپ‏ها مؤثر بود که خود هر بار به تأويلى تازه ختم مي‏شد.

    به هررو، جاى اين گونه بازخواني‏ها کاملاً خالى است و سينما بايد به احياى تازه تراژدى عاشورا بينديشد.

    منبع :پگاه حوزه ، چهارم تير 1384، شماره 161

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد